جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: قلاش . [ ق َل ْ لا ] (ص ) زیرک حیله گر. این کلمه فارسی است زیرا در کلام عرب شین پس از لام وجود ندارد. (اقرب الموارد). مردم بی نام و ننگ و لوند و بی چیز و مفلس و ازکائنات مجرد را گویند. (برهان ) (آنندراج ). مکار و میخواره و باده پرست و خراباتی و مقیم در میکده . (ناظم الاطباء). دزی (ج 2 ص 395) نویسد: قلاش فارسی به معنی حیله گر و مزور. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) : سِرّ قلاشان ندانی راه قلاشان مرو دیده ٔ بینا نداری راه درویشان مبین . سنائی . نیست قلاشی چو تو و نیست ناپاکی چو من عاشق ناپاک باید دلبر قلاش را. عبدالواسع جبلی . بهره ورند از سخات اهل صلاح و فساد زاهد و عابد چنانک مفلس و قلاش و رند. سوزنی . حرام زاده سر و شوخ چشمم و قلاش فسادپیشه و محراب کوبم و دکاک . سوزنی . یک باره شوخ دیده و بی شرم گشته ایم پس نام کرده خود راقلاش شوخ و شنگ . سوزنی . درد در کاسه کن که قلاشم دست بر کیسه نه که طرارم . عمادی شهریاری . پنج قلاشیم در بیغوله ای با حریفی که ربابی خوش زند. انوری . کمال خط خردمند نیکبخت آن است که سر گران نکند بر قلندر و قلاش . سعدی . ساقی بیار جامی وز خلوتم برون کش تا دربه در بگردم قلاش ولاابالی . حافظ. 1- رند، عيار، لاابالي
2- دغل، كلاش
3- خراباتي، شرابخواره، مي خواره
4- بي نوا، تهيدست، مفلس، يك لاقبا
5- افسونگر، افسون ساز، لوند
6- حيله گر، حيله باز، محيل
7- تنها، مجرد، منفرد صالح rogue, golash محتال، وغد، المتشرد، الوغد، المختال، عفريت، شاذ، فاسد، ضال، مضر، شرير، شقي، متشرد، المارقة golaş golash golash golazo golash ناقلا، قاپ، قاپنده، ادم دغل
کلمه "قلاش" به معنای کسی است که به کارهای سطحی و بیفایده میپردازد و همچنین در بعضی مناطق به معنای شخصی است که سعی دارد از نظر اجتماعی و اقتصادی خود را بالاتر از آنچه هست نشان دهد.
درست نویسی و نگارش کلمات در زبان فارسی از اهمیت زیادی برخوردار است. برای نوشتن کلمه "قلاش" باید به نکات زیر دقت کرد:
کتابت صحیح: کلمه "قلاش" به همین شکل و با همین املاء نوشته میشود. از تغییر یا جایگزینی حروف آن بپرهیزید.
علامتگذاری: در جملات، بسته به موقعیت و ساختار، میتوانید کلمه را در جملات مختلف استفاده کنید. مثلاً:
او یک قلاش است که هیچگاه به کارهای مهم توجه نمیکند.
تطابق با قواعد گرامری: این کلمه معمولاً به عنوان اسم به کار میرود و در جمله باید به لحاظ عدد و جنسیت با دیگر اجزای جمله هماهنگ باشد.
استفاده در محاوره و متون: "قلاش" معمولاً در زبان محاورهای و غیررسمی بیشتر استفاده میشود و در متون رسمی باید با احتیاط به کار رود.
اجتناب از اشتباهات رایج: در تحریر این کلمه از نوشتن آن به شکلهای اشتباه مانند "قلاشی" یا "قلاشانه" خودداری کنید، مگر اینکه بخواهید به واژهسازی و ساختن مشتقات آن بپردازید.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "قلاش" به درستی و بهطور موثر در زبان فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
قلاشهای خوشمزهای که در بازار فروخته میشوند، همیشه طرفداران ویژهای دارند.
در روزهای سرد زمستان، هیچ چیز به اندازه یک فنجان چای داغ و قلاش ترد نمیچسبد.
مادرم همیشه قلاش را با پنیر و زعفران درست میکند و بوی آن تمام خانه را پر میکند.