جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کاهن . [ هَِ ] (ع ص ، اِ) کسی است که خبر دهد از وقایع آینده و ادعای آگاهی بر اسرار و اطلاع از علم الغیب کند. (تعریفات ). فال گیرنده از آواز جانوران و ساحر و غیب گوی . (غیاث ). حکم کننده به غیب . (از اقرب الموارد) : هر داستان که آن نه ثنای محمد است دستان کاهنان شمر آن را نه داستان . خاقانی . تاج بر فرق محمد تو نهی خاک بر تارک کاهن تو کنی . خاقانی . در میانشان فتنه و شور افکنم کاهنان خیره شوند اندر فنم . مولوی . || نزد نصاری و یهود و بت پرستان انجام دهنده ٔ مراسم ذبح و قربانی است و چه بسا که مأخوذ از همان معنی حکم به غیب است . (از اقرب الموارد). پيشگو، جادوگر، رمال، ساحر، عراف، غيبگو، فالگو، فالگير Druid, powwow, the priest الدرويد كاهن، الكاهن rahip le prêtre der priester el cura il prete فالگیر، کشیش، کنفرانس پر تشریفات، جادو گر، مجلس انس پر سر وصدا
کلمه "کاهن" در زبان فارسی به معنای فردی است که در ادیان باستانی به عنوان راهنما یا واسطه میان خدا و مردم شناخته میشود. در مورد قواعد به کارگیری و نگارش این کلمه، چند نکته وجود دارد:
استفاده صحیح: این کلمه معمولاً در متون تاریخی، ادبی، و مذهبی به کار میرود. به دقت در متنهایی که ارزش تاریخی یا فرهنگی دارند، آن را به کار ببرید.
صرف و نحو: کاهن به صورت مفرد و جمع استفاده میشود. جمع آن "کهان" است.
علامت گذاری: در نوشتار رسمی، هنگام استفاده از این کلمه در جملات، باید به قواعد نقطهگذاری دقت کرد. به عنوان مثال:
"کاهن در معبد قرار داشت."
"کاهنان با دانشهای خاص خود به ارشاد مردم میپرداختند."
مخالف و مشابه: این کلمه ممکن است با واژههایی مانند "روحانی" یا "مربی" مقایسه شود، اما هر کدام مفهوم خاص خود را دارند.
نکات نگارشی:
در نوشتن این کلمه، به حرف "ه" در انتهای آن توجه کنید.
بهتر است از حروف بزرگ برای اولین حرف کلمه در ابتدای جمله استفاده کنید.
با رعایت این نکات میتوان به درستی از کلمه "کاهن" در متون فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کاهن با صدای آرامشبخش خود داستانهای قدیمی را برای مردم روایت کرد.
در معبد، کاهن به دعا و نیایش مشغول بود و آرامش را به فضا تزریق میکرد.
کاهنهای باستانی نقش مهمی در حفظ سنتها و آیینهای دینی داشتند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: فالگیر، کشیش، کنفرانس پر تشریفات، جادو گر، مجلس انس پر سر وصدا