جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کرنگ . [ ک ُ رَ ] (اِ) رنگی است اسب و استر را. (جهانگیری ). اسب آل را گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء). اسب سرخ رنگ . (غیاث ) (آنندراج ). کرند. کرنده . کرن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). زیوری از زیورهای اسب . اسب اشقر. (یادداشت مؤلف ) : تبارک اﷲ از آن آسمان شتاب کرنگ که نعل آینه رنگش ندیده زنگ درنگ . عرفی . فارس هنر کند نه فرس در دم نبرد مرکب اگر سیاه کنندش اگر کرنگ . کاتبی (از جهانگیری ). || میدان . (جهانگیری ). میدان و جای صف کشیدن سپاه . (برهان ) (ناظم الاطباء). گرنگ . کرن . کرند. کرنده . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : هم مهچه ٔ لوای ترا آسمان غلاف هم لشکر علو ترا لامکان کرنگ . کاتبی (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). شاهیت تا ضامن رزق و حیات ما نگشت خیل هستی را عدم نگذاشت بیرون از کرنگ . کاتبی . || جرگه . حلقه . (از فرهنگ جهانگیری ). جرگه و حلقه زدن مردم و سپاه را گویند. (برهان ). جرگه و حلقه ٔ مردمان . (ناظم الاطباء). کرند. کرنده . کرن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : چون لشکر نجوم پی کسب نور فیض ارواح اولیا زده گرد درت کرنگ . (فرهنگ جهانگیری ). || کرند. دیگ رنگرزان . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). دیگی را گویند که رنگرزان بقم و دیگر رنگها در میان آن بجوشانند. (فرهنگ جهانگیری ) : دهنش همچو خم نیل پزی چشمهاچون کرنگ رنگرزی . قریعالفرس (از فرهنگ جهانگیری ). || (اِخ ) نام رودخانه ای است . (برهان ). رودخانه ٔ کرند که از زردکوه صفاهان آید. (ناظم الاطباء). سرچشمه ٔ این رود نزدیک زاینده رود است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 89) : در آن زمان که ز موج محیط تیغ دوخیل صدای سیل دهد خون ز شاهجوی کرنگ . کاتبی (از فرهنگ جهانگیری ). ظاهراً مخفف کوهرنگ است . krang كرانج
کلمه "کرنگ" به معنی رنگی خاص و معمولاً در زمینههایی مانند ادبیات، هنر و توصیف رنگها بهکار میرود. بهطور کلی، در نگارش و استفاده از این کلمه، قواعد زیر را میتوان در نظر گرفت:
نوشتار صحیح: اطمینان حاصل کنید که کلمه "کرنگ" بهدرستی نوشته شده باشد. این کلمه معمولاً در متون فارسی به همین شکل نوشته میشود و باید از اشتباهات املایی خودداری گردد.
جنس و تعداد: در کاربردهای مختلف، توجه به جنس (مؤنث یا مذکر) و تعداد (مفرد یا جمع) مهم است. مثلاً "کرنگها" برای اشاره به رنگهای مختلف یا نمونههای متنوع این رنگ.
استفاده در جملات: کلمه "کرنگ" میتواند بهعنوان صفت یا اسم در جملات بهکار رود. بهعنوان مثال: "او لباس کرنگی پوشیده است." یا "این تابلو دارای رنگهای کرنگ و زندهاست."
توجه به زمینه: بسته به محتوای نوشته، ممکن است نیاز باشد که توضیحات بیشتری در مورد "کرنگ" ارائه شود. مثلاً در بحثهای هنری، توصیف ویژگیهای این رنگ میتواند مفید باشد.
استفاده از ترکیبات: میتوان "کرنگ" را با دیگر کلمات ترکیب کرد تا معانی متفاوتی ایجاد شود. مثلاً "کرنگ طبیعی" یا "کرنگ روشن".
در نهایت، توجه به سیاق و زمینهای که در آن کلمه بهکار میرود، در فهم و درک درست آن بسیار حائز اهمیت است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
صدای کرنگ زنگ در سالن باعث شد همه به سمت در وارد شوند.
وقتی باران شروع به باریدن کرد، قطرات آب بر روی پنجرهها با صدای کرنگ به زمین میافتادند.
بچهها با خوشحالی روی چمنها میدویدند و صدای کرنگ اسباببازیهایشان در هوا پیچیده بود.