شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kešmeš]
raisin  |

کشمش

معنی: کشمش . [ ک ِ م ِ ] (اِ) انگور خشک کرده . سکج . مویز. میویز. مامیچ . میمیز. قِسمِش . (یادداشت مؤلف ).هو زبیب صغیر لانوی له . (ابن بیطار). اسم فارسی زبیب بی دانه است و مویز نیز گویند و بهترین او سبز مالیده است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). نوعی از مویز بی دانه . (ناظم الاطباء): چندین خروارمغز بادام و ترانگبین و کشمش همه بر اشتران بار کرده . (اسکندرنامه نسخه ٔ سعید نفیسی ). بیشترین انگور آنجا [ نیریز ] کشمش باشد. (از فارسنامه ٔ ابن بلخی ).
نخود و کشمش و پسته خرک و میوه ٔ تر
قصب انجیر و دگر سرمش اسفید بیار.
بسحاق اطعمه .
- کشمش پلو ؛ پلو که دانه های کشمش بیدانه در آن میریزند به هنگام دم کردن برنج و گاه خرما نیز در آن کنند.
- کشمش سبز ؛ انگور که در سایه خشک شود کشمش سبز بود.
- کشمش کولی ؛ زبیب الجبل . مویزک . دانج ابروج . مویزج عسلی . حب الرأس . (یادداشت مؤلف ). رجوع به کشمش کاولیان شود.
|| در عربی قسمی انگور خرد بی دانه . (یادداشت مؤلف ).
... ادامه
974 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (زیست‌شناسی)
مختصات: (کِ مِ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: keSmeS
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 660
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
raisin | raisins
ترکی
kuru üzüm
فرانسوی
raisins secs
آلمانی
rosinen
اسپانیایی
pasas
ایتالیایی
uva passa
عربی
زبيب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کشمش" در زبان فارسی به میوه‌ای اشاره دارد که از خشک کردن انگور به دست می‌آید. در استفاده از این کلمه و نوشتن آن، چند نکته نگارشی و قواعدی وجود دارد:

  1. نوشتن کلمه: کلمه "کشمش" به همین شکل و بدون هیچ تغییر در حروف نوشته می‌شود.

  2. جمع‌سازی: برای جمع بستن آن می‌توان از "کشمش‌ها" استفاده کرد. به عنوان مثال: "کشمش‌ها در بازار تازه هستند."

  3. حالت‌های دیگر: زمانی که بخواهید در جملات به حالت‌های مختلف استفاده کنید، می‌توانید از قیدها یا صفات استفاده کنید. به عنوان مثال: "کشمش شیرین است" یا "کشمش‌های خشک شده."

  4. نکات کاربردی:

    • در نوشتن، به نشانه‌گذاری دقت کنید. مثلاً با قرار دادن ویرگول یا نقطه در جاهای مناسب.
    • دقت به مفهوم و سیاق جملات و انتخاب واژگان مناسب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
  5. استفاده در مجمع‌الجزایر: می‌توان در متون غیررسمی به عنوان گزینه‌ای برای تنوع غذایی یا دارویی نیز به کار ببرید.

این نکات می‌توانند به شما کمک کنند تا در استفاده از کلمه "کشمش" در متن‌ها و جملات خود، دقت بیشتری داشته باشید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. من هر روز برای صبحانه کمی کشمش به صبحانه‌ام اضافه می‌کنم تا انرژی بیشتری بگیرم.
  2. کشمش یکی از تنقلات سالم و خوشمزه است که می‌توان در میهمانی‌ها سرو کرد.
  3. در فصل تابستان، باغ‌داران کشمش را از درختان انگور جمع‌آوری می‌کنند و به بازار می‌فرستند.

واژگان مرتبط: رنگ کشمشی، رنگ قرمز مایل به ابی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری