کفیدن
licenseمعنی کلمه کفیدن
معنی واژه کفیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم) [قدیمی]
مختصات:
(کَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
164
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
clapping
عربی
تصفيق | التصفيق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کفیدن" به معنای ایجاد کف یا حبابهای هوا در مایعات است و در زبان فارسی به نحو زیر میتواند به کار رود:
-
ماضی (گذشته):
- "کفید"
- مثال: وقتی آب جوش آمد، بر روی آن کفید.
-
ماضی استمراری:
- "کفیده بود"
- مثال: آب در حال جوشیدن بود و در حال کفیدن بود.
-
حال:
- "کفید"
- مثال: وقتی شیر را روی حرارت میگذارم، آن کف میکند.
- آینده:
- "کفید خواهد شد"
- مثال: اگر شیر را بجوشانید، حتماً کف خواهد کرد.
نکات نگارشی:
- در نوشتار خود دقت کنید که جملات به درستی به هم وصل شوند و معانی را به وضوح منتقل کنند.
- از نقطهگذاری مناسب استفاده کنید تا خواننده بتواند به راحتی متن را درک کند.
- توجه به فعلهایی که به دنبال "کفیدن" میآید نیز مهم است. این فعل معمولاً با مایعات و فرآیندهای پخت و پز همراه است.
به طور کلی، کلمه "کفیدن" به راحتی در جملات فارسی جای میگیرد و میتواند با عبارات و جملات مختلف ترکیب شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- پس از اضافه کردن نمک به آب جوش، بلافاصله دیدم که آب شروع به کفیدن کرد.
- وقتی که نوشیدنی گازدار را در لیوان ریختم، به سرعت کفیدن و فوارههای آن بالا آمدند.
- در هنگام تهیه سوپ، پیازها به حدی سرخ شدند که روغن شروع به کفیدن کرد و عطر آن فضای آشپزخانه را پر کرد.
