جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گچ . [ گ َ ] (اِ) پهلوی و پازند گچ ، معرب آن جص ، سریانی گسا ، کلمه ٔ عربی ، فارسی جبسین از یونانی غوپسس و غوپسینس آمده ، در اکدی گسو آمده . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). خاکی باشد که آن را پزند و بدان خانه سفید کنند. (برهان ) (آنندراج ). در هندی و در اشعار قدما گرچ مستعمل است ، و بر این تقدیر گچ مخفف این باشد : ناید از خاک و گچ و سنگ اینچنین طاقی مگر خاکش از سنگ و گرچ کافور و سنگش گوهر است . ابن یمین (از آنندراج ). رجوع به گرچ شود. جص . جبس . جیر. (منتهی الارب ). جبصین . جبص . (نخبة الدهر دمشقی ): تجدیر؛ اندودن دیوار را از گل و گچ و مانند آن . خشرم ؛ سنگ نرم که از آن گچ پزند. جصاصات ؛ جاهائی که در آنجا گچ سازند. طبیخ ؛ گچ پخته . (منتهی الارب ). گچ و سنگ و هیزم فزون از شمار بیارید چندانکه باید به کار. فردوسی . ز سنگ و ز گچ بود بنیاد کار چنین کرد تا باشد آن پایدار. فردوسی . به سنگ و به گچ دیو دیوار کرد نخست از برش هندسی کار کرد. فردوسی . رجوع به حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ذیل کلمه ٔ گچ شود. - امثال : از سفیدی گچ تا سیاهی زغال را باید از بازار بخریم ؛ یعنی آذوقه در خانه نداریم ، نظیر: شیر مرغ و جان آدم ، از سیر تا پیاز. (امثال و حکم دهخدا). قبر آقا گچ میخواهد و آجر . (امثال و حکم دهخدا). - گچ گرفتن عضوی را ؛ به گچ اندودن عضوی برای جبران شکستگی استخوان . plaster, chalk, stucco جص، اللصقة، ضمادة، رفادة، لزقة مسكن للألم، لصقة مشمعة، جصص، غطى، دك، دهن، جعد الشعر، وضع لزقة tebeşir craie kreide tiza gesso مشمع، ارزه، ضماد، مرهم، خمیر مخصوص اندود دیوار و سقف، نشان، طباشیر، اندود گچ و سیمان، گچ کاری روی بنا
کلمه "گچ" به معنای پودر سفیدی است که معمولاً در ساختمانسازی و هنر استفاده میشود. در نگارش فارسی و قواعد مربوط به آن، کلمه "گچ" در مواقع مختلف باید به درستی استفاده شود. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده از این کلمه اشاره میکنم:
نوشتار صحیح: "گچ" به همین شکل و با همین املای خاص نوشته میشود. هیچ تغییر املایی در آن وجود ندارد.
مفرد و جمع:
مفرد: گچ
جمع: گچها
استفاده در جملات:
"او گچ را برای تعمیر دیوار خرید."
"گچها به طور کلی در صنعت ساختمانسازی کاربرد دارند."
حروف اضافه:
"از گچ برای ایجاد نقشهای زیبا استفاده میشود."
"گچ روی زمین ریخته شده است."
نقطهگذاری: در متون فارسی، اگر "گچ" بخشی از جمله باشد، باید طبق قواعد نقطهگذاری عمل کرد. مثلاً:
"گچ سفید بسیار زیباست."
قواعد صرف و نحو: "گچ" میتواند به عنوان اسم در جمله عمل کند و معمولاً قبل از خود صفات یا قیدهایی وجود دارد که آن را توصیف میکنند.
"گچ مرغوب"، "گچ خشک"
همچنین ممکن است در متون علمی، آموزشی یا هنری به تحلیل و بررسی ویژگیهای گچ پرداخته شود. اگر سوال خاصی درباره این کلمه یا کاربردهای آن دارید، خوشحال میشوم راهنمایی کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
معلم هنر از گچ برای ساخت مجسمههای زیبا استفاده کرد.
کودک با گچهای رنگی روی سطح آسفالت نقاشی کرد.
در کلاس نقاشی، ابتدا گچ را بر روی کاغذ کشیده و سپس با رنگهای آبرنگ طرح را کامل کردند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: مشمع، ارزه، ضماد، مرهم، خمیر مخصوص اندود دیوار و سقف، نشان، طباشیر، اندود گچ و سیمان، گچ کاری روی بنا
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر