شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

goh

گه

معنی: گه . [ گ ُه ْ ] (اِ) همان گوه است که به معنی سرگین باشد. (شعوری ج 2 ص 328) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (از لغت فرس اسدی ). سرگین و مدفوع آدمی و جز آن . نخاله ٔ غذا که از شکم بیرون آید. پلیدی . براز. فضله . عذره . غایط. هار. در تداول کودکان شاش بزرگ . سنده . رجوع به گوه شود :
پیری ّ و درازی ّ و خشک شنجی
گویی به گه آلوده لتره غنجی .
منجیک (از لغت فرس ).
آن روی و ریش پر گه و پر بلغم و خدو
همچون خبزدویی که شود زیر پا پخج .
لبیبی (از لغت فرس ).
- گه بریش ؛ که ریش به پلیدی آلوده دارد.
- || در تداول عامه دشنامی است : درویشم ، گه بریشم ،تا نستانم رد نمیشم .
- گه سگ ؛ مدفوع سگ . پلیدی سگ .
- || در تداول عامه ، دشنامی است مرادف رذل . ناکس .
- گه کاری ؛ در تداول ، اقدام به کارهای پست و ناپاک .
- || کنایه از خراب کردن کاری .
- گه مالی ؛ در تداول عامه ، کاری را خراب کردن .
- امثال :
گه میخورد و لطیفه می پندارد ؛ درباره ٔ کسی که سخن یاوه گوید. (ازجامع التمثیل ).
... ادامه
1209 | 0
مترادف: پليدي، سرگين، فضله، مدفوع، نجاست
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات: (گُ) [ په . ] (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: قید
آواشناسی: gah
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 25
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
ترکی
bok
فرانسوی
merde
آلمانی
scheisse
اسپانیایی
mierda
ایتالیایی
merda
عربی
غائط | بذاءة , القرف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "گه" در زبان فارسی معانی و کاربردهای متفاوتی دارد و می‌تواند در جملات مختلف به کار رود. در اینجا چند نکته درباره‌ی قواعد و نگارش مربوط به این کلمه آورده شده است:

  1. تعابیر معنایی:

    • "گه" می‌تواند به معنای "هر چند وقت یکبار" یا "گاهی" باشد. مانند: "گاه به گاه به پارک می‌روم."
    • همچنین این کلمه به عنوان یک واژه‌ی تمسخرآمیز یا توهین‌آمیز نیز به کار می‌رود که باید در استفاده از آن احتیاط کرد.
  2. نوشتار:

    • "گه" در نوشتار معمولاً به همین شکل و بدون هیچگونه تغییر یا علامت خاصی نوشته می‌شود.
    • در ترکیب با دیگر واژه‌ها، معمولاً به صورت ترکیبی و نزدیک به هم نوشته می‌شود، مانند "گه‌گاه".
  3. قواعد نگارشی:

    • در جملات، "گه" معمولاً به عنوان قید مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    • در مواقعی که در جمله‌ای از "گه" استفاده می‌شود، باید به زمینه و ساختار جمله توجه کرد تا معنا واضح باشد.
  4. استفاده‌های خاص:
    • "گه" ممکن است در برخی از متون ادبی، شعر و یا گفتگوهای غیررسمی معنای خاصی پیدا کند.
    • در متون رسمی و ادبی باید به معنای کلمات و عبارات توجه کرد تا از برداشت‌های نادرست جلوگیری شود.

به طور کلی، در استفاده از "گه" باید به سیاق و زمینه‌ی آن توجه شود تا از معنی مورد نظر کلمه به درستی استفاده شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا سه جمله با کلمه "گه" آورده شده است:

  1. گاهی اوقات در زندگی انسان‌ها اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی رخ می‌دهد که همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
  2. او همیشه در زمان‌هایی که به آن نیاز داشت، پهلو به پهلوی من می‌رسید و به من کمک می‌کرد.
  3. گهگاهی هوای بارانی می‌تواند خاطرات خوشی از تابستان‌های گذشته را زنده کند.

اگر نیاز به جملات بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری