شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

lāmakān
placeless  |

لامکان

معنی: لامکان . [ م َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) (از: لا به معنی نه + مکان به معنی جای ) بی جای . بی مکان . بیرون جای . صقع باری تعالی . صقع واجب . ناکجاآباد :
ورای لامکانش آشیان است
چگویم هر چه گویم بیش از آن است .
ناصرخسرو.
محتاج به دانه ٔ زمین نیست
مرغی که به شاخ لامکان رفت .
عطار.
لامکانی نی که در وهم آیدت
هر دمی در وی حیاتی زایدت .
مولوی .
بل مکان و لامکان در حکم او
همچو در حکم بهشتی چارجو.
مولوی (مثنوی ج 1 ص 97).
صورتش بر خاک و جان در لامکان
لامکانی فوق وهم سالکان .
مولوی .
حق قدم بر وی نهد از لامکان
آنگه او ساکن شود در کن فکان .
مولوی .
میزند بر تن ز سوی لامکان
می نگنجد در فلک خورشید جان .
مولوی .
لامکانی که در او نور خداست
ماضی و مستقبل و حالش کجاست .
مولوی .
هر دو عالم گشته است اجزای تو
برتر از کون و مکان مأوای تو
لامکان اندرمکان کرده مکان
بی نشان گشته مقید در نشان .
(از شرح گلشن راز).
از فروغ آفتاب لامکان جولان تو
حلقه ٔ ذکری است گرم از ذره در هر روزنی .
صائب .
نباشد لامکان پرواز را با آسمان کاری
که هرکس گشت دریاکش ز ساغر دست بردارد.
صائب .
لامکان سیران خبر دارند از پرواز ما
شعله ٔ ما رقص در بیرون مجمر میکند.
صائب .
- لامکان بودن ؛ منزل معلوم و معین نداشتن .
... ادامه
898 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] (فلسفه)
مختصات:
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: lAmakAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 142
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
placeless | lamkan
ترکی
lamkan
فرانسوی
lamkan
آلمانی
lamkan
اسپانیایی
lamkán
ایتالیایی
lamkan
عربی
بلا مكان
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "لامکان" در زبان فارسی به معنای "جایی که وجود ندارد" یا "جایی که نمی‌توان به آن دسترسی داشت" است. این کلمه ترکیبی از "لا" و "مکان" است و در متون فلسفی و عرفانی بیشتر کاربرد دارد.

در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعدی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "لامکان" باید به‌صورت پیوسته و بدون هیچ فاصله‌ای نوشته شود.

  2. استفاده در جملات: این کلمه معمولاً به‌عنوان صفت یا قید استفاده می‌شود. مثلاً:

    • "این مسأله را در لامکان نمی‌توان حل کرد."
    • "او به دنبال لامکان می‌گردد."
  3. هرنوع فعل یا قید مرتبط: باید به این نکته توجه داشت که این کلمه معمولاً با افعال و قیدهای مناسب استفاده می‌شود تا معنی آن را روشن‌تر کند.

  4. فلسفی و عرفانی: "لامکان" در متون فلسفی و عرفانی به معنای جایی فراتر از مکان‌های عادی و محسوس تعبیر می‌شود. بنابراین، در استفاده‌های ادبی و عرفانی می‌تواند معانی عمیق‌تری داشته باشد.

  5. مضامین و معانی: این کلمه به مضامینی چون بی‌نهایت، نامحدود و غیرقابل تصور اشاره دارد، بنابراین در متون فلسفی باید با دقت به‌کار رود تا مفهوم آن به‌خوبی منتقل شود.

توجه به این نکات کمک می‌کند تا کلمه "لامکان" به‌درستی و به‌طور مؤثر در نگارش و گفتار مورد استفاده قرار گیرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در دنیای لامکان، هیچ چیزی نمی‌تواند ما را متوقف کند و همیشه به جلو حرکت می‌کنیم.
  2. او با توانایی‌های خاص خود، به کشف رازهای لامکان پرداخت و دنیایی جدید به تصویر کشید.
  3. در زمان و مکان لامکان، همه چیز ممکن است و انتخاب‌هایمان تنها وابسته به تصور ماست.

واژگان مرتبط: بی جا

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری