جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: لوازم . [ ل َ زِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لازم . (تاج العروس ). و ج ِ لازمة. بایسته ها. وابسته ها. اسبابها. وسایل : از لوازم صحبت یکی آن است که یا خانه بپردازی یا با خانه خدای درسازی . (گلستان ). اذن در شیی ٔ اذن در لوازم شی ٔ است . || (اصطلاح بدیع) صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: لوازم ، صفتی نزد بلغاء آن است که در ترکیب الفاظ مشترک که باشند درسیاق از هر لفظی یک معنی مفید غرض بود و از معنی دوم مراعات نظیر و ایراد لوازم حاصل آید و این معنی اصلاً مراد نباشد و در افاده ٔ ترکیب بدان معنی گمان نیزنرود. و فرق میان این و تخییل آن است که در تخییل به معنی دوم گمان رود و در لوازم صفتی گمان نرود پس صنعت مراعات نظیر ایراد لوازم صفتی باشد. مثاله شعر: ز عزم جزم چو فرمود نصب رایت را رسید فتح و بر آن گشت ضم سعادتها جزم و نصب و فتح و ضم هر یک دو معنی دارد. یکی اعلام حرکات و سکون ؛ دوم معنی جزم قطع است و معنی نصب برآوردن و معنی فتح ظفر است و معنی ضم جمع شدن است و در سیاق ترکیب مراد این معنی است - انتهی . لوازم معنوی نزد بلغاء آن است که ایراد الفاظ لوازم برای صحت معنی نبود نه به مجرد قصد صنعت . مثاله : فرقدان گر دست یابد سر نهد در زیر پات این سخن داند کسی کش فرقدان آورده است . سرو پا که لوازمند ایشان برای صحت معنی نه مجرد قصد صنعت لوازم - انتهی . لوازم لفظی : نزد بلغاء آن است که الفاظ خاص غیرمشترک را بمجرد قصد صنعت لوازم آرد. مثاله (مصراع ): مجنون چو رباب و چنگ بر سر. مثال دیگر (مصراع ): سر مگردان که خاک پای توام در مصراع دوّم ، سر برای پای به تکلف آورده است ، چه مقصود از سر مگردان آن است که اعراض مکن و در اصطلاح روی مگردان گویند، اما ازجهت لوازم چون بگوید که خاک پای توام ، سر مگردان گفت و اصطلاح بگردانید. و در مصراع اول چنگ را سبب لوازم رباب آورده و مراد از چنگ اینجا دست است ، اصطلاح رابگردانید، چه در اصطلاح دست بر سر گویند نه چنگ بر سر. این همه از جامعالصنایع است . اثاث، اثاثه، ادات، اسباب، بساط، تجهيزات، مايحتاج، وسايل accessories, gear, apparatus, fitment, service, fitting, paraphernalia, fixing, munition, rig, supplies tedarik fournitures lieferungen suministros forniture لوازم تزئینی، دنده، چرخ دنده، ادوات، الات، دستگاه، ماشین، جهاز، الت، وسایل نصب، سرویس، خدمت، کار، استخدام، نوکری، پرو لباس، جفت سازی، سوار کنی، متعلقات، ضمائم، اموال شخصی زن، اثایالبیت، تثبیت، ثبوت، حاشیه، مهمات، قلعه، دفاع، تدارکات، تجهیزات، جامه، وضع حاضر، لباس
کلمه "لوازم" جمع کلمه "لوازم" است که به معنی اجزا یا وسایل مورد نیاز برای انجام یک کار میباشد. در زیر به چند نکته نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
نحوه استفاده: "لوازم" معمولاً به عنوان اسم جمع به کار میرود و میتواند به لوازم خانگی، لوازم تحریر، یا هر نوع وسیلهای اشاره داشته باشد. به عنوان مثال:
لوازم تحریر من در کیفم است.
برای سفر به لوازم دیگری نیاز دارم.
قانون جمع و مفرد: "لوازم" خود جمع است و نمیتوان آن را به صورت مفرد به کار برد. برای اشاره به یک وسیله خاص میتوان از واژههای دیگری مانند "وسیله" یا "ابزار" استفاده کرد.
توافق در قرائن: وقتی از "لوازم" استفاده میکنید، باید توافق در تعداد و نوع افراد و اشیا داشته باشید. به عنوان مثال:
لوازم مورد نیاز برای برگزاری مهمانی را تهیه کنید.
لوازم منزل را باید مرتب کنید.
جملههای شرطی: در جملات شرطی و زمانی که از "لوازم" استفاده میشود، توجه به قواعد حاکم بر جملات شرطی از اهمیت بالایی برخوردار است. مثل:
اگر لوازم را فراهم کنی، میتوانیم کار را شروع کنیم.
استفاده در عبارات: "لوازم" ممکن است در عبارات خاص به کار رود، مانند "لوازم خانگی"، "لوازم پزشکی"، "لوازم التحریر" و غیره.
توجه به این نکات میتواند به شما کمک کند تا در نگارش و گفتار خود از کلمه "لوازم" به درستی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
من برای خرید لوازم تحریر به فروشگاه رفتم.
لوازم خانهام را برای اسبابکشی جمعآوری کردم.
در این کارگاه، لوازم هنری مختلف برای نقاشی فراهم شده است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر