جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

māt
opaque  |

مات

معنی: مات . (از ع ، اِمص ) (مأخوذ از فعل ماضی عربی از مصدر موت ) مردن . رجوع به موت شود.
- مات و فات . رجوع به این ترکیب در جای خود شود.
896 | 0
مترادف: 1- حيران، شگفت زده، گيج، متعجب، حيرت زده، مبهوت 2- تيره، تار، رنگ پريده، رنگ رفته، كبود، كدر 3- شهمات
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [فرانسوی: mat]
مختصات: (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: mAt
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 441
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
opaque | astonished , checkmated , aghast , confounded , quizzical , dumb-struck , checkmate , mate , matte.
ترکی
mat
فرانسوی
mat
آلمانی
matt
اسپانیایی
mate
ایتالیایی
opaco
عربی
غير شفاف | غامض , أكمد , عويص , غير نافذ , غبي , مبهمة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مات" در زبان فارسی به معنای سردرگم، بی‌حال، یا در حالت انفعال به کار می‌رود و می‌تواند در بافت‌های مختلف معانی متفاوتی داشته باشد. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. کتابت و املای صحیح: کلمه "مات" باید به‌درستی و با املای صحیح نوشته شود.

  2. حالت‌های کاربرد:

    • به عنوان صفت: "چشم‌هایش مات بود."
    • به عنوان فعل: "او مات شد."
  3. ترکیب‌ها و هم‌معناها: این کلمه می‌تواند با دیگر واژه‌ها ترکیب شود، مانند "مات و مبهوت"، "مات و متحیر" و به کارهای توصیفی در نگارش کمک می‌کند.

  4. سبک نوشتاری: استفاده از این کلمه باید با توجه به زمینه و سبک نوشتار انتخاب شود. در نوشتار ادبی یا شعر، این کلمه می‌تواند حسی عمیق‌تر و شاعرانه‌تر به متن اضافه کند.

  5. فاصله‌گذاری: زمان استفاده از "مات" در جملات، فاصله‌گذاری مناسب و در نظر گرفتن علائم نگارشی ضروری است. مثلاً: "او در آن لحظه مات و مبهوت ایستاد."

با توجه به این نکات، می‌توان از کلمه "مات" به شکل صحیح و مناسب در جملات و متون فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. وقتی که او را دیدم، چشمانم مات ماند و نتوانستم حرفی بزنم.
  2. در تاریکی شب، نور ماه بر روی آب دریا به طور جالبی مات و درخشان بود.
  3. او به دلیل غم و اندوه زیاد، به حالت مات و بی‌حال نشسته بود.

واژگان مرتبط: کدر، مبهم، غیر شفاف، متحیر، وحشت زده، سر در گم، گیج، مضطرب، لعنت شده، عجیب و غریب، شوخ، مات ومبهوت، همسر، جفت، رفیق، دوست، لنگه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری