شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

māhiy[y]at
nature  |

ماهیت

معنی: ماهیت . [ هی ی َ ] (ع اِ مرکب ) به معنی حقیقت چیزی مستعمل است . بدان که این مصدر جعلی است تراشیده ٔ اهل منطق و حکمت . معنی لفظی لفظ ماهیت چیست این شدن باشد مرکب از ماء موصوله و «هی » ضمیر مؤنث واحدو یاء مشدد علامت جعل و تاء مصدری ، مگر یاء لفظ «هی »به جهت اجتماع یأات حذف شده است . (غیاث ) (آنندراج ). حقیقت و طبیعت و نهاد و ذات و جوهر. (ناظم الاطباء). چیستی . ماهیت چیزی ، حقیقت آن . ج ، ماهیات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کلمه ٔ ماهیت در اصل ماهویت بوده است «یاء» آن «یاء» نسبت و «تاء» آن «تاء» مصدریه است «واو» قلب به یاء و «یاء» در «یاء» ادغام شده است و هاء آن مکسور گردیده است . و بعضی گویند ماهیت مشتق از «ماهو» است . و گفته شده است که مرکب از «ما» استفهامیه و «یاء» نسبت و «تاء» مصدریه است و همزه ٔ زائد بعد از الف تبدیل به هاء شده است و گاه به جای ماهیت «مائیت » گفته شده است . (فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ). || (اصطلاح فلسفی ) مقابل وجود . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ماهیت چیز، «چه چیزی » او باشد و آن تفحص باشد از جنس چیز. چنانکه کسی گوید درخت به مثل و کسی بپرسد که درخت چه باشد؟ این از او جستن باشد از جنس درخت و جوابش آن باشد که درخت جسمی باشد افزاینده و مرخاک وآب را به صورت دیگر کننده . (ناصرخسرو، یادداشت ایضاً). ماهیت نزد حکما عبارت از پرسش به «ماهو» است و چیزی است که در پاسخ سؤال «ما» حقیقیه گفته می شود که پرسش از گوهر اشیاء است و بنابراین اطلاق بر حقیقت شی ٔ می گردد و آنچه شیئیت شی ٔ بدان است ماهیت می گویند.ماهیت هم بر حقیقت کلی و هم بر حقیقت جزئی اطلاق شده است . قطب الدین در درةالتاج جمله سوم از فن دوم ص 10 آرد: هر چیزی را حقیقتی هست که آن چیز به آن حقیقت آن چیز است و آن به حقیقت مغایر ماعدای او باشد خواه لازم باشد خواه مفارق و مثال آن انسانیت است مثلاً چه انسانیت از آن روی انسانیت است که در مفهوم او نشود وجود و عدم و وحدت و کثرت و عموم و خصوص الی غیر ذلک من الاعتبارات چه اگر وجود خارجی مثلاً در مفهوم او داخل بودی ، انسانیتی که در ذهن تنها موجود بودی انسانیت نبودی و اگر عدم در او داخل بودی انسانیت موجود در خارج انسانیت نبودی بلکه انسانیت از آن روی که انسانیت است . - انتهی . پیروان اصالت وجود گویند آنچه متحقق در خارج است وجود است و ماهیات اعتباری هستند و بالعکس . (فرهنگ علوم عقلی سجادی ، ص 513) :
جهان متفق بر الهیتش
فرومانده در کنه ماهیتش .
سعدی .
حد درست آن بود که دلیلی کند بر ماهیت چیز ولمیت او. (مصنفات بابا افضل ). و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات جرجانی شود.
- ماهیت بسیطه ؛ آنچه از اشیاء متخالفه ترکیب نیافته باشد ماهیت بسیطه گویند. قطب الدین گوید: ماهیت اگر ملتئم نباشد از اموری که متخالف باشند بحقیقت آن را ماهیت بسیطه گویند و الا مرکبه (در اینجا منظور از ماهیت حقیقت شی ٔ نیست ) (فرهنگ علوم عقلی سید جعفر سجادی ).
- ماهیت بشرط شی ٔ ؛ آن را ماهیت مخلوطه هم گویند و آن صورتی است که با قید و شرطی لحاظ و یا مورد حکمی قرار گیرد. (فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ). و رجوع به ترکیب «ماهیت من حیث هی » شود.
- ماهیت بشرط لا ؛ در مقابل ماهیت بشرط شی ٔ یا ماهیت مخلوطه است . (فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ). و رجوع به ترکیب قبل و «ماهیت من حیث هی » شود.
- ماهیت حقایق ؛ عبارت است از ام الکتاب . (کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به ام الکتاب شود.
- ماهیت لابشرط ؛ ماهیتی است که هیچ قید و شرطی نه وجوداً و نه عدماً در آن لحاظ نشود و آن را ماهیت مطلقه و مجرده نیز گویند و ماهیت من حیث هی هم نامند. (فرهنگ علوم عقلی دکتر سید جعفر سجادی ). و رجوع به ترکیب «ماهیت من حیث هی » شود.
- ماهیت مجرده . رجوع به ترکیب قبل شود.
- ماهیت مخلوطه . رجوع به ترکیب «ماهیت بشرط شی ٔ» شود.
- ماهیت مطلقه . رجوع به ترکیب «ماهیت لابشرط» شود.
- ماهیت من حیث هی ؛ یعنی ماهیت به اعتبار نفس و ذات خود بدون لحاظ وجود خارجی یا ذهنی و بدون لحاظ عوارض و حالات او مانند کثرت ، وحدت و غیره . چنین امری «لیست الاهی » یعنی نه موجود است و نه معدوم و در حکم وجود لابشرط و بلکه عین وجود لابشرط است که «یجتمع مع الف شرط» و آن به قید وجود ذهنی بشرط شی ٔ است و با قیدبه وجود خارجی نیز بشرط شی ٔ است و با قید عدم وجود ذهنی یا خارجی بشرط لااست و بالجمله هر شی ٔ از اشیاء اگر خود لحاظ شود فی ذاته بدون توجه به عوارض و ضمایم و حالات و خصوصیات وجودی ، مکانی ، زمانی ، امور ذاتی ، عرضی و غیره به این اعتبار «لابشرط» گویند و اگر با یکی یا چند تا از عوارض و قیود اضافاتش لحاظ و اعتبارو یا مورد حکمی قرار گیرد «ماهیت مخلوطه » و یا «بشرط شی ٔ» گویند. و اگر با قید عدم یکی یا تمام قیود و ضمائم لحاظ شده و یا مورد حکمی قرار گیرد «ماهیت بشرطلا» گویند ماهیت لابشرط را ماهیت مجرده و مطلقه هم گویند. (فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ).
- امثال :
قلب ماهیت محال است . (امثال و حکم ج 2 ص 1164).
|| چگونگی و کیفیت . || قیمت و ارزش . || فضیلت و معنویت . (ناظم الاطباء) (ازفرهنگ جانسون ).
... ادامه
2136 | 0
مترادف: 1- بود، جوهر، وجود، هستي 2- چگونگي، چيستي 3- حقيقت، واقعيت 4- هويت
متضاد: غرض
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: ماهیّة، مرکب از ما (حرف استفهام عربی) + هی (ضمیر منفصل مفرد مؤنث غایب) + یت (علامت مصدری)، جمع: ماهیات]
مختصات: (یَّ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: mAhiyyat
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 456
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
nature | essence , quiddity , matter , modality , the nature
ترکی
doğa
فرانسوی
la nature
آلمانی
die natur
اسپانیایی
la naturaleza
ایتالیایی
la natura
عربی
طبيعة | صبغة , طبع , سجية , مزاج , جوهر الشىء , شميلة , صفات الشيء , البنية الطبيعية , ضرب أو نوع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ماهیت" در زبان فارسی به معنای ذات یا ویژگی‌های اصلی یک چیز به‌کار می‌رود و قواعد نگارشی خاصی دارد که در زیر به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "ماهیت" به‌صورت درست با حرف "م" آغاز و با "ت" پایان می‌یابد. توجه به املای صحیح آن مهم است.

  2. نقطه‌گذاری: اگر "ماهیت" در جمله‌ای به‌کار برود، بسته به ساختار جمله می‌توان از نقطه‌گذاری مناسب استفاده کرد. مثلاً بعد از آن می‌توان از ویرگول (،) یا نقطه (.) به‌عنوان علامت پایان جمله استفاده کرد.

  3. جایگاه در جمله: "ماهیت" می‌تواند در نقش اسم، فاعل یا مفعول در جمله ظاهر شود. مثلاً: "ماهیت علم در فهم دقیق مفاهیم نهفته است."

  4. ترکیب‌ها: این کلمه می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شده و واژه‌های جدیدی بسازد، مانند "ماهیت‌گرایی" یا "ماهیت‌شناسی".

  5. مفاهیم نزدیک: می‌توان معانی مشابه و نزدیک به "ماهیت" مانند "ذات"، "ماهیت‌مندی" و "واقعیت" را در نوشتار استفاده نمود، اما باید به دقت معانی آن‌ها را در زمینه مناسب به‌کار برد.

توجه به این نکات می‌تواند به بهبود کیفیت نگارش کمک کند و انسجام بیشتری به متن ببخشد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. ماهیت زندگی انسان پیچیده و متفاوت است و هر فرد دیدگاه خاص خود را دارد.
  2. در فلسفه، بررسی ماهیت وجود یکی از مهم‌ترین مباحثی است که اندیشمندان به آن پرداخته‌اند.
  3. برای درک بهتر یک مفهوم، ابتدا باید ماهیت آن را به دقت تحلیل کنیم.

واژگان مرتبط: طبیعت، سرشت، ذات، فطرت، نوع، اسانس، گوهر، عین، خلاصه، چیستی، ماده، موضوع، اهمیت، امر، مطلب، چگونگی، قید، کیفیت، شرط، عرضیت، ماهی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری