شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

manager  |

مدیری

معنی: مدیری . [ م ُ] (حامص ) مدیر بودن . مدیریت . (فرهنگ فارسی معین ).
424 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم فامیل
آواشناسی: modiri
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 264
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
manager | director , administrator , principal , moderator , foreman , superintendent , helmsman , master , padrone , schoolmaster , intendant
ترکی
müdür
فرانسوی
directeur
آلمانی
manager
اسپانیایی
gerente
ایتالیایی
manager
عربی
مدير | إداري , مدير الفريق الرياضي , القيم على النفقة في المنزل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «مدیری» در زبان فارسی به عنوان یک صفت یا اسم به کار می‌رود و معمولاً به معنای مربوط به مدیریت یا فردی که در نقش مدیریتی قرار دارد، استفاده می‌شود. در زیر به نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نحوه نوشتار: کلمه «مدیری» باید به صورت صحیح و با املای درست نوشته شود. این کلمه از ریشه «مدیر» گرفته شده و به صورت «مدیری» با یای منصوب (ی) نوشته می‌شود.

  2. استفاده به عنوان صفت: زمانی که «مدیری» به عنوان صفت به کار می‌رود، معمولاً به ویژگی‌های شخص یا وضعیتی که مانند مدیریت است اشاره دارد. به عنوان مثال: «شخصیت مدیری».

  3. اجازه استفاده در ترکیبات: «مدیری» می‌تواند در ترکیب با اسم‌های دیگر به کار برود، مثلاً: «سبک مدیری»، «روش مدیری».

  4. نکته‌های نگارشی: در نوشتار رسمی، اطمینان حاصل کنید که متن به صورت صحیح و با رعایت قواعد نگارشی (مانند فاصله‌گذاری، نقطه‌گذاری و...) نوشته شود.

  5. توجه به جمع و مفرد: در صورت لزوم، واژه «مدیر» به هجای خود به صورت «مدیران» در جمع به کار می‌رود، ولی «مدیری» همچنان به صورت غیرقابل تغییر باقی می‌ماند.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه «مدیری» به طور مؤثر و صحیح در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. مدیری که به تازگی به تیم پیوسته است، ابتکارهای جالبی را برای بهبود روند کار ارائه داده است.
  2. همه کارکنان باید به نظرات مدیری که سال‌ها در این زمینه تجربه دارد، احترام بگذارند.
  3. در جلسه امروز، مدیری بر اهمیت همکاری و هماهنگی بین بخش‌های مختلف تأکید کرد.

واژگان مرتبط: مدیر، مباشر، متصدی، رئيس، ضابط، کارفرمان، کارگردان، هدایتکننده، اداره کننده، سرپرست، مدیر تصفیه، رييس، فرمدار، وصی و مجری، مدیر مدرسه، سرمایه اصلی، مجرم اصلی، سالار، ناظم، تعدیل کننده، میانجی، کند کننده، سر کارگر، سر عمله، ناظر، راننده، سکان گیر، رل دار، استاد، ارباب، سرور، صاحب، کارفرما، آقا، ناظم مدرسه، مدیراموزشگاه، مکتب دار، پیشکار دارایی، مامورمالی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری