جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مرتعش . [ م ُ ت َ ع ِ ] (ع ص ) رعشه دار. لرزان . (غیاث اللغات ). لرزنده . (آنندراج ). مرتعد. (یادداشت مرحوم دهخدا). که لرزش و ارتعاش دارد. رجوع به ارتعاش شود : مرتعش را کی پشیمان دیده ای بر چنین جبری تو برچفسیده ای . مولوی . ز آن پشیمانی که لرزانیدیش چون پشیمان نیست مرد مرتعش . مولوی . این شنیدم لیک پیری مرتعش دست لرزان جسم تونامنتعش . مولوی . 1- رعشه ناك، لرزان، لرزنده
2- متزلزل vibrating, shuddering, vibrant, trembling, tremulous, trepid, quavery, shivery, tottery, trembly, tremulant, vibratile, his pasture onun merası son pâturage seine weide su pasto il suo pascolo پرطراوت و چالاک، به تپش در امده، در حال جنبش، تکریری، ترسان، تحریر دار، لرزش دار، بیم ناک، مرتعش کننده، ترسناک، لرزه، شکننده، ناپآیدار، سست، رعشه دار، لرزش، تحریر، قابل لرزش و ارتعاش، جنبنده، قابل اهتزاز
کلمه "مرتعش" به معنی "لرزان" یا "برافروخته" است و در زبان فارسی به عنوان یک صفت به کار میرود. در زیر، چند نکته درباره قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه آورده شده است:
جنس و تعداد: "مرتعش" صفتی است که به هر دو جنس مذکر و مؤنث قابل اطلاق است، اما اگر بخواهید از آن در جملات با اشاره به موجودات استفاده کنید، ممکن است نیاز به تغییر شکل آن باشد (به عنوان مثال، "مرتعشه" برای مؤنث).
استفاده در جملات: این کلمه معمولاً در متنهای توصیفی یا ادبی به کار میرود. برای مثال:
"دستش به دلیل سرما مرتعش بود."
"صدای مرتعش او نشاندهندهی اضطرابش بود."
ترکیبها: "مرتعش" میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود. برای مثال:
"عرصهی مرتعش"
"بدن مرتعش"
نکات نگارشی: در نگارش، از نگارش صحیح "مرتعش" اطمینان حاصل کنید و آن را در جملات به درستی استفاده کنید. همچنین توجه داشته باشید که در پایان جمله یا پاراگراف، علامتهای نگارشی (نقطه، ویرگول و ...) به درستی به کار برده شوند.
استفاده در شعر و ادبیات: این کلمه میتواند برای ایجاد تصاویری زیبا و احساسات قوی در شعرها و نثرهای ادبی نیز به کار رود.
در کل، استفاده از صفت "مرتعش" در جملات به نحوهی توصیف و احساسات در متن شما وابسته است و میتوان با دقت بیشتری از آن در متون ادبی یا توصیفی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
زمین به شدت مرتعش شد و مردم شگفتزده به خیابانها ریختند.
مرتعش شدن صداهای طوفان باعث وحشت مسافران هواپیما شد.
قلبم از ترس مرتعش بود وقتی که صدای شکستن شیشه به گوشم رسید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: پرطراوت و چالاک، به تپش در امده، در حال جنبش، تکریری، ترسان، تحریر دار، لرزش دار، بیم ناک، مرتعش کننده، ترسناک، لرزه، شکننده، ناپآیدار، سست، رعشه دار، لرزش، تحریر، قابل لرزش و ارتعاش، جنبنده، قابل اهتزاز
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر