شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

a man  |

مردری

معنی: مردری . [ م ُ دَ ] (اِ مرکب ) مرده ریگ . میراث . ترکه . ماترک . رجوع به مرده ریگ شود :
وز آن مردری تاج شاهنشهی
ترا شد سر از جنگ جستن تهی .
فردوسی .
بپرهیز از این گنج آراسته
وزین مردری تاج و این خواسته .
فردوسی .
گر آن مردری کاویانی درفش
بیابی شود روز ایشان بنفش .
فردوسی .
چو پیش آمدش روزگار بهی
از او مردری ماند تخت مهی .
فردوسی .
برفت و جهان مردری ماند از اوی
نگر تا که را نزد او آبروی .
فردوسی .
نماند و جهان مردری ماند از وی
شد آن رنج و آسانی و رنگ و بوی .
فردوسی .
بماند این همه مال ازاو مردری
اگر ناصری بود اگر قادری .
حکیم زجاجی .
|| (ص مرکب ) پست و فرومایه که کار از آن برنیاید. (از زفان گویا). وامانده . || کهنه و فرسوده به سبب میراث بودن :
بود در مردری گریبانش
دو درم بهر جامه و نانش .
سنائی .
... ادامه
459 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 454
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
a man
عربی
رجل

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری