شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mostaqni
self-sufficient  |

مستغنی

معنی: مستغنی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استغناء. بی نیاز. (دهار). بی نیازشونده . (منتهی الارب ). ضد مفتقر. (از اقرب الموارد) : ایزد... مرا از تمویهی و تلبیسی کردن مستغنی کرده است . (تاریخ بیهقی ).
ای در شاهی ز نعت مستغنی
وی از شاهان به جاه مستثنا.
مسعودسعد.
از اشباع و اطناب مستغنی گردانیدی . (کلیله و دمنه ). بی اصل ... چون ایمن و مستغنی گشت به تیره کردن آب خیر... گراید. (کلیله و دمنه ). اقدام شیر مقرر است و از شرح و بسط مستغنی . (کلیله و دمنه ). گفت حسن رای و صدق رعایت پادشاه مرا از مال مستغنی کرده است . (کلیله و دمنه ).
هم آخر بنگزیرد از نقد و جنس
که مستغنیم دارد از انتجاعی .
خاقانی .
سفر بیرون از این عالم کن و بالای این عالم
که دل زین هردومستغنی است برترزین و زان دانش .
خاقانی .
چنان دشت مستغنی از ساو و باج
که برداشت از کشور خود خراج .
نظامی .
زینسان که منم بدین نزاری
مستغنیم از طعام خواری .
نظامی .
وصف او از شرح مستغنی بود
رو حکایت کن که بیگه میشود.
مولوی (مثنوی ).
نه مستغنی از طاعتش پشت کس
نه بر حرف او جای انگشت کس .
سعدی (بوستان ).
|| توانگر و مالدار و غیرمحتاج . || آنکه دارای حاصل و اندوخته باشد. || شادمان و خوشدل و خشنود. (ناظم الاطباء). || اکتفاکننده به چیزی . || درخواست کننده از خداوند که او را غنی و بی نیاز کند. (از اقرب الموارد). و رجوع به استغناء شود.
... ادامه
922 | 0
مترادف: 1- ب ينياز، خودكفا 2- توانگر، ثروتمند، دارا، غني
متضاد: محتاج، بي نياز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (مُ تَ) [ ع . ] (اِفا.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: mostaqni
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1560
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
self-sufficient | free
ترکی
özgür
فرانسوی
gratuit
آلمانی
frei
اسپانیایی
gratis
ایتالیایی
gratuito
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مستغنی" در زبان فارسی به معنای "بی‌نیاز" و "کافی" است و به طور کلی از نظر قواعد نگارشی و دستور زبان به صورت زیر مورد استفاده قرار می‌گیرد:

  1. نوشتار صحیح: این کلمه به صورت «مستغنی» نوشته می‌شود و در متون رسمی و ادبی به همین شکل استفاده می‌شود.

  2. کاربرد: "مستغنی" معمولاً به عنوان صفت به کار می‌رود و می‌تواند به اشخاص یا اشیاء اطلاق شود. به عنوان مثال:

    • او در امور مالی مستغنی است.
    • این کتاب مستغنی از توضیحات اضافی است.
  3. معادل‌های پیشنهادی: برای ترجمه یا استفاده از این کلمه در جملات مختلف، گاهی می‌توان از معادل‌های آن مانند "بی‌نیاز" یا "کافی" استفاده کرد.

  4. نکات نگارشی:
    • "مستغنی" همیشه باید به صورت صحیح نوشته شود و به اصول املایی و نگارشی زبان فارسی توجه شود.
    • از نظر دستوری، این کلمه می‌تواند در جملات به صورت فاعل، مفعول یا صفت ظاهر شود.

با رعایت این نکات می‌توان به درستی از کلمه "مستغنی" در نوشتار فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او با تلاش و کوشش فراوان، به موفقیتی رسید که او را از نیاز به کمک دیگران مستغنی کرد.
  2. با پیشرفت تکنولوژی، بسیاری از خدمات روزمره به گونه‌ای ارائه می‌شود که افراد را از مراجعه به مراکز سنتی مستغنی می‌سازد.
  3. علم و دانش، انسان را در برابر چالش‌ها مستغنی می‌کند و به او استقلال فکری می‌دهد.

واژگان مرتبط: خود بس، خودبسنده، بی نیاز از غیر، خود استوار

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری