شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

maslax

مسلخ

معنی: مسلخ . [ م َ ل َ ] (ع اِ) محل سلخ و جائی که در آن گوسفند را پوست می کنند. ج ، مسالخ . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جای پوست کشیدن چارپایان به معنی ذبح کردن حیوانات . (آنندراج ) (غیاث ). آنجا که گوسفند از پوست بیرون کنند. (مهذب الاسماء). کشتارگاه . سلاخ خانه . (یادداشت مرحوم دهخدا) :
عدوی جاه ترا بخت بد نهازشده ست
به پای خویش همی آردش سوی مسلخ .
سوزنی .
در آن مسلخ آدمیزادگان
زمین گشته کوه از بس افتادگان .
نظامی .
زین چنین عمری که مایه ی ْ دوزخ است
مر قصابان غضب را مسلخ است .
مولوی .
|| آنجا که جامه در گرمابه برکنند. (مهذب الاسماء). آنجا که جامه بیرون کنند در گرمابه . (دهار). بُنه . بینه . رخت کن . سربینه . سربنه . سرحمام . (یادداشت مرحوم دهخدا). جامه کن :
این جهان مسلخ گرمابه ٔ مرگ آمد
هرچه داری بنهی پاک در این مسلخ .
ناصرخسرو.
به وقتی که بیرون آمدیم هرکه در مسلخ گرمابه بود همه بر پای خاسته بودند. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 257). چون از گرمابه بیرون آید اندر مسلخ بخسبد تا عرق کند. (ذخیره ٔخوارزمشاهی ). در جنب خانه حمامی عالی و مسلخی منقش به کاشی تراشیده و جامهای رنگین ساخته . (تاریخ جدید یزد).
... ادامه
786 | 0
مترادف: 1- سلاخ خانه، مذبح، كشتارگاه 2- قتلگاه 3- رختكن (گرمابه)
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (مَ لَ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: maslax
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 730
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
ترکی
kesimhane
فرانسوی
abattoir
آلمانی
schlachthof
اسپانیایی
matadero
ایتالیایی
macello
عربی
مسلخ | مجزر , مذبح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «مسلخ» در زبان فارسی به معنای محل ذبح حیوانات به‌ویژه گاو و گوسفند استفاده می‌شود. برای نوشتن درست این کلمه و استفاده از آن در جملات، قواعد نگارشی زیر را در نظر بگیرید:

  1. رسم الخط:

    • کلمه «مسلخ» با استفاده از خط فارسی به‌صورت صحیح نوشته می‌شود و حروف آن دقیقاً باید به همین شکل به کار رود.
  2. استفاده در جملات:

    • کلمه «مسلخ» می‌تواند به‌صورت اسم معمولی در جملات به کار رود. مثلاً: «مسلخ در روزهای عید شلوغ‌تر از همیشه است.»
  3. حروف بزرگ و کوچک:

    • در نگارش، کلمه «مسلخ» به‌صورت با حروف کوچک نوشته می‌شود مگر اینکه در ابتدای جمله قرار گیرد.
  4. قواعد تلفظ:

    • توجه داشته باشید که این کلمه به‌صورت «ma-salakh» تلفظ می‌گردد.
  5. هم‌نشینی واژه‌ها:
    • می‌توان با کلمه «مسلخ» صفات یا قیدهایی اضافه کرد. مثلاً: «مسلخ سنتی»، «مسلخ جدید».

به طور کلی، در استفاده از کلمه «مسلخ» باید به موارد فوق توجه داشت تا نگارش و استفاده آن صحیح و مناسب باشد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در روزهای ویژه، مسلخ محلی به خاطر افزایش تقاضا برای گوشت قرمز، شلوغ‌تر از همیشه است.
  2. طراحان شهری به فکر ایجاد مسلخ‌های مدرن و بهداشتی برای بهبود شرایط نگهداری دام‌ها هستند.
  3. برای جلوگیری از بیماری‌های عفونی، نظارت دقیق بر فعالیت‌های مسلخ‌ها ضروری است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری