شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mešmeš
it's ugly  |

مشمش

معنی: مشمش . [ م ِ م ِ / م َ م َ ] (ع اِ) زردآلو... و بعضی «آلو» را مشمش گویند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). درختی است بلند و گاه تا به اندازه ٔ گردو بالا میرود و دارای شاخ و برگ فراوان و مغز و میوه آن اگر تلخ باشد «گلابی » و اگر شیرین باشد «لوزی » نامند و واحد آن مشمشة و برخی آلو را مشمش نامند. (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). زردآلو و یا آلو. (از ناظم الاطباء). زردآلو. (دهار) (الفاظالادویه ) (مهذب الأسماء). زردآلو و آن را خوبانی نیز گویند و آن میوه ای است شیرین . (غیاث ) تفاح ارمینی . برقوق . زردآلو . (یادداشت مؤلف ). نوعی زردآلو که در افریقا و سوریه فراوان است ، این میوه بسیار ناسازگار و مضر است و در دوران جنگهای صلیبی «مزافرانشی » بمعنی «فرنگیان را می کشد» شهرت یافته است . دوران رسیدن بار درخت مشمش بیش از پانزده روز نمی پاید و به همین دلیل «دولت المشمش » مثلی است و بدان دولت و قدرت زودگذری را تعبیر کنند. (از السنه ٔ ترکیه و فرانسویه نکت لغتی ). ابوالعباس گوید اهل کوفه او را به فتح هر دو میم گویند و اهل شام او را آلو دانند... مسیح گوید زردآلو را برقوق گویند و به رومی اصافو گویند و معلوم نیست که هرقوق از کدام لغت است ... (ترجمه ٔصیدنه ، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ لغت نامه ٔ دهخدا). به فارسی زردآلو و به ترکی ارک و اقسام می باشد و بهترین او شیرین و پرآب و کم جرم وخشک او بهتر از تازه است ... (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به تذکره ٔ داود ضریر انطاکی و اختیارات بدیعی والابنیه عن حقایق الادویه و فهرست مخزن الادویه شود.
... ادامه
570 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 680
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
it's ugly
عربی
انها قبيحة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مشمش" در زبان فارسی به میوه‌ای اشاره دارد که در فصل تابستان رشد می‌کند و طعمی شیرین و خوشمزه دارد. برای استفاده صحیح و نگارشی از این کلمه، چند نکته را مورد توجه قرار دهید:

  1. نوع نوشتار: "مشمش" به صورت صحیح با حروف فارسی نوشته می‌شود و بهتر است در متون رسمی و ادبی به همین شکل استفاده شود.

  2. جمع‌سازی: جمع کلمه "مشمش" به صورت "مشمش‌ها" یا "مشمش‌ها" نوشته می‌شود. دقت کنید که در نوشتار رسمی از کلمه "مشمش" به صورت مفرد و "مشمش‌ها" به صورت جمع استفاده کنید.

  3. نحوه‌ی تلفظ: این کلمه به صورت "mueshmash" تلفظ می‌شود. در نوشتار و مکالمه دقت کنید که تلفظ صحیح را رعایت کنید.

  4. کلمات هم‌خانواده: کلمه "مشمش" می‌تواند در جملات و ترکیب‌های مختلف به کار رود، مانند "مربای مشمش" یا "درخت مشمش".

  5. قید زمان و مکان: در جملات می‌توانید از این کلمه با قید زمان و مکان استفاده کنید، به عنوان مثال: "مشمش‌ها در فصل تابستان رسیده‌اند."

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "مشمش" به شکل صحیح و مؤثری در نوشتار و مکالمه‌تان استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در فصل تابستان، بازار مشمش‌های شیرین و آبدار بسیار شلوغ می‌شود.
  2. من یک دسر خوشمزه با مشمش و ماست درست کردم که همه خیلی از آن خوششان آمد.
  3. در باغ باغ‌پدری، درختان مشمش پر از میوه‌های زرد رنگ بودند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری