جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: منزه . [ م ُ ن َزْ زَه ْ ] (ع ص ) پاک و دور گردانیده از زشتیها. (غیاث ) (آنندراج ). دور از پلیدیها و ناپسندیها و پاک و پاکیزه و بی آمیزش و مقدس . (ناظم الاطباء). بری . مبرا. سلیم . نزیه . بی آهو. بی عیب . (یادداشت مرحوم دهخدا) : ز جای واز جهت باشی منزه ببین تا کیستی انصاف خود ده . ناصرخسرو. خرد حیران شده از کنه ذاتش منزه دان زاجرام و جهاتش . ناصرخسرو. حضرت الهیت از خشم و انتقام منزه است . (کیمیای سعادت چ احمد آرام ص 748). اگر من منزه نبودم ز عیب کس از عیب هرگز منزه نبود. مسعودسعد. هست مقدس عطای او ز توقف هست منزه سخای او ز تقاضا. امیر معزی (دیوان چ اقبال ص 41). پاینده عالمی که منزه بود ز عیب ایزد نهاد شخص تو گویی چنان نهاد. امیر معزی (ایضاً ص 186). سخن من ... از ریبت منزه باشد. (کلیله و دمنه ). ملک از وصمت غدر منزه باشد. (کلیله و دمنه ). ای منزه ذات تو «اما یقول الظالمون » گفت علمت جمله را «ما لم تکونوا تعلمون » چون منزه باشد ازهر عیب ذات پاک تو جای استغفارشان باشد «و هم یستغفرون ». سنائی (دیوان چ مصفا ص 279). جل ذکره منزه از چه و چون انبیا را شده جگرها خون . سنائی (حدیقه چ مدرس رضوی ص 71). بهر او بود جست و جوی همه او منزه ز گفت و گوی همه . سنائی . حق تعالی ... از احوال و صفات خلق منزه است . (ترجمه ٔ رساله ٔ قشیریه چ فروزانفر ص 15). ز کین و کبر منزه چو انبیا ز ریا ز بخل و حقد مبرا چنان ملک ز نفاق . جمال الدین عبدالرزاق (دیوان چ وحید دستگردی ص 383). عقل و جان بود از متانت و لطف کز همه عیبها منزه بود. جمال الدین عبدالرزاق (ایضاً ص 400). جبلت تو مزین به خصلت محمود طبیعت تو منزه ز سیرت مذموم . جمال الدین عبدالرزاق (ایضاً ص 254). او روح مطلق است و مسلم از ابتلا او لطف ایزد است و منزه از امتحان . جمال الدین عبدالرزاق (ایضاً ص 304). مهابط و مصاعد آن از خوف صیادان منزه . (سندبادنامه ص 120). به شرف نفس ... مستثنی بود... و از التفات به انواع معارف و ملاهی منزه و مبرا. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 274). هر دو منزه از لغو و تأثیم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 448). مبرا حکمش از زودی و دیری منزه ذاتش از بالا و زیری . نظامی . تا آن وقت در بغداد آمدم و اعتقاد درست کردم که او منزه است از جهت . (تذکرةالاولیاء عطار چ کتابخانه ٔ مرکزی ج 2 ص 258). شناخت توحید از لوث بشریت منزه است . (تذکرةالاولیاء عطار ایضاً ص 226). در ره عاشقان دلی باید که منزه ز دال و لام بود. عطار. سلامی منزه حواشی او ز آلایش نقش کلک و بنان . کمال الدین اسماعیل (دیوان چ حسین بحرالعلومی ص 353). باری سبحانه ... منزه و متعالی است از این درجه . (اخلاق ناصری ). منزه از تمویه و مبرا از میل به زخارف . (اخلاق ناصری ). و حضرت عزت از اتصاف به چنین اوصاف منزه . (اخلاق ناصری ). از شایبه ٔ مخالفت و منازعت منزه ماند. (اخلاق ناصری ). حق منزه از تن و من با تنم چون چنین گویم بباید کشتنم . مولوی . کودکان خرد را چون می زنی چون بزرگان را منزه می کنی . مولوی . خداوند سبحانه از آن منزه و مقدس است . (مصباح الهدایه چ همایی ص 18). الا خدای یگانه ... منزه ازوالد و ولد. (مصباح الهدایه ایضاً ص 17). انوار عزت تو منزه زکیف و کم الوان نعمت تو مبرا ز حصر و حد. جامی . - منزه آمدن ؛پاک بودن . مبرا بودن : ز نور رای تو گر مقتبس شود مه و مهر منزه آید از وصمت محاق و زوال . عبید زاکانی . - منزه البال ؛ منزه بال : آفریدگار تعالی از هجوم مکروهات و زوال عاهات مرفه الحال و منزه البال داراد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 61). رجوع به ترکیب بعد شود. - منزه بال ؛ آسوده خیال . آسوده خاطر : تا ذات شریف را از هجوم حوادث و لزوم کوارث منزه بال یافتی . (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 100). رجوع به ترکیب قبل شود. - منزه داشتن ؛ پاک نگه داشتن . دور نگه داشتن : تا چنانکه در شرط است منزه داری این اندامها را از فجور و ناشایست و نابایست . (قابوس نامه چ نفیسی ص 11). مال اصحابنا طمع نرزد خویشتن را از آن منزه دار. کمال الدین اسماعیل (دیوان چ حسین بحرالعلومی ص 361). || رستگار و آزاد. || پارسا و بی گناه . (ناظم الاطباء). 1- پاك، پاكيزه، مقدس، مهذب، نظيف
2- بري، مبرا
3- پاكدامن
4- بي آلايش ناپاك، نامنزه pure, blameless, innocent, guiltless, beautiful نقي، محض، صاف، خالص، طاهر، صرف، ناصع، سليم، صرف محض، نمير، رائق، عذري، طاهر الذيل، عفيف، تام، مطبق، عريق، صحيح، برئ güzel beau schön hermoso bellissimo خالص، پاک، محض، ناب، تمیز، بی گناه، منزه از گناه، بی تقصیر، بی عیب، معصوم، بی ضرر
نقي|محض , صاف , خالص , طاهر , صرف , ناصع , سليم , صرف محض , نمير , رائق , عذري , طاهر الذيل , عفيف , تام , مطبق , عريق , صحيح , برئ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «منزه» در زبان فارسی به معنای پاک و خالص است و در متون ادبی، دینی و علمی بهکار میرود. این کلمه از نظر نگارشی و قواعد زبان فارسی، باید به چند نکته توجه کرد:
نحوه نوشتن: کلمه «منزه» بهطور صحیح باید به همین شکل نوشته شود. توجه به اعرابگذاری برای نشاندادن تلفظ صحیح نیز میتواند در متون خاص مورد توجه قرار گیرد.
جایگاه کلمه: «منزه» میتواند بهعنوان صفت استفاده شود و معمولاً قبل از اسم قرار میگیرد. بهعنوان مثال: "خداوند منزه است".
تضاد معنایی: در متون مختلف، این کلمه ممکن است در مقابل کلماتی مانند "آلوده" یا "ناپاک" قرار گیرد، بنابراین در تحلیل معانی، شناخت تضادها مهم است.
استفاده از واژه در جملات: جملات نمونه:
"خداوند منزه از هرگونه نقص و عیب است."
"این مکان منزه و خالص برای عبادت است."
فارسینویسی: توجه به قواعد اصولی نگارش، مانند جدا کردن کلمات و استفاده از ویرگول و نقطه، در جملاتی که از «منزه» استفاده میشود، الزامی است.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه «منزه» بهدرستی در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
آب این دریاچه بسیار منزه و زلال است و میتوان عمق آن را به وضوح دید.
او همیشه به فکر حفظ محیط زیست است و معتقد است که باید منابع طبیعی را منزه نگه داریم.
درختان جنگل بهخاطر عدم آلودگی هوا، فضایی منزه و آرامشبخش برای ساکنان آن ایجاد کردهاند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: خالص، پاک، محض، ناب، تمیز، بی گناه، منزه از گناه، بی تقصیر، بی عیب، معصوم، بی ضرر