موظف
licenseمعنی کلمه موظف
معنی واژه موظف
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت) [عربی]
مختصات:
(مُ ظَّ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
movazzaf
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
1026
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
bound | ordered , charged , obliged
ترکی
zorunlu
فرانسوی
obligé
آلمانی
verpflichtet
اسپانیایی
obligado
ایتالیایی
obbligato
عربی
مقيد | ملزم , مكتوف , مصمم على , قاصد إلى , متجه نحو , حدود , قفزة , قفز , أحاط , تجاوز الحدود , وثب , مرتبط ب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "موظف" در زبان فارسی به معنای "مکلف" یا "مسئول" است و معمولاً در متون رسمی و اداری استفاده میشود. در زیر نکاتی دربارهٔ استفاده و نگارش این کلمه آمده است:
-
املا: کلمه "موظف" به این شکل نوشته میشود و نباید به اشتباه "مُوظف" نوشته شود.
-
نحوه صرف: "موظف" به عنوان صفت، معمولاً به صورت "موظفین" برای جمع و "موظف" برای مفرد استفاده میشود. مثلاً:
- او موظف است به این کار رسیدگی کند.
- آنها موظفین این پروژه هستند.
-
کاربرد در جمله: این کلمه معمولاً در جملاتی که به مسئولیت و وظایف اشاره دارند، به کار میرود. مثال:
- هر کارمند موظف است گزارش کار خود را به مدیر ارائه دهد.
-
جداسازی واژهها: توجه داشته باشید که در نوشتار رسمی، باید دقت کنید که واژهها به درستی جدا شوند. به عنوان مثال:
- "موظف به انجام وظایف خود" به جای "موظفبه انجام وظایف خود".
- نکات نگارشی: در نگارش رسمی، بهتر است از کلماتی استفاده کنید که معانی شفافتری دارند و از به کار بردن اصطلاحات نامناسب پرهیز کنید.
با رعایت این نکات میتوانید بهدرستی از کلمه "موظف" در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- معلمین به دلیل شرایط خاص آموزشی، موظف به برگزاری کلاسهای فوقالعاده شدند.
- طبق قوانین جدید، شرکتها موظف به رعایت استانداردهای محیط زیستی هستند.
- کارکنان در این پروژه موظف به ارائه گزارشهای ماهیانه به مدیران بالاتر خواهند بود.
