جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

munes
mons  |

مونس

معنی: مونس . [ ن ِ ] (از ع ، ص ) انس دهنده . || انس گرفته . خوگاره . خوگر. (ناظم الاطباء). همراز. (مهذب الاسماء). انیس . مأنوس . همنفس . رفیق . اَنِس . (یادداشت مؤلف ). همدم . (غیاث ) (آنندراج ). آرام دهنده . (آنندراج ) (غیاث ) (دهار). شادکننده . (دهار) :
می بر کف من نه که طرب را سبب این است
آرام من و مونس من روز و شب این است .
منوچهری .
خواندن قرآن و زهد و علم و عمل
مونس جانند هر چهار مرا.
ناصرخسرو.
با دل رنجور در این تنگ جای
مونس من حب رسول است و آل .
ناصرخسرو.
مونس جان و دل من چیست تسبیح و قران
خاک پای خاطر من چیست اشعار و خطب .
ناصرخسرو.
هرچیز که در هر دو جهان بسته ٔ آنی
آن است تو را در دو جهان مونس و معبود.
ناصرخسرو.
مونس من همه ستاره بود
قاصد من همه صبا باشد.
مسعودسعد.
مونسم شمع و هر دو تن گریان
من ز هجر بت آن ز مهر لگن .
مسعودسعد.
آباد بر آن شاه که دارد چو تو مونس
آباد بر آن شهر که دارد چو تو داور.
امیرمعزی .
ای یاد تو مونس روانم
جز نام تو نیست بر زبانم .
نظامی .
عدل تو قندیل شب افروز تست
مونس فردای تو امروز تست .
نظامی .
ای غمت روز و شب به تنهایی
مونس عاشقان سودایی .
عطار.
وقت است خوش آن را که بود ذکر تو مونس
ور خود بود اندر شکم حوت چو یونس .
سعدی (گلستان ).
ای مرهم جان و مونس جانم
چندین به مفارقت مرنجانم .
سعدی .
از من جدا مشو که توام نور دیده ای
آرام جان و مونس قلب رمیده ای .
حافظ.
- انیس و مونس شدن ؛ همدم و همراز شدن . همنفس و همنشین گشتن :
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ٔ ما را انیس و مونس شد.
حافظ.
- مونس آمدن ؛ مونس شدن . همدم و همنفس گشتن :
چو تنها بوی گریه ات مونس آید
به ویران درون جغد مسعود باشد.
ناصرخسرو.
و رجوع به ترکیب مونس شدن شود.
- مونس شدن ؛ همدم گشتن . همنفس شدن . خوگر و انیس گشتن :
گربه دست عالم آید زین عمل بیرون رود
کز فواید در وظایف مونس دانا شود.
ناصرخسرو.
تنها همه شب من و چراغی
مونس شده تا به گاه روزم .
خاقانی .
مونس خسرو شده دستور و بس
خسرو و دستور و دگر هیچکس .
نظامی .
... ادامه
1966 | 0
مترادف: اسم آشنا، انيس، جليس، دمخور، دمساز، مصاحب، مقترن، همدم، هم راز، همنشين، يار
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [عربی: مؤنس]
مختصات: (نِ) [ ع . ] (اِفا.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 156
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
mons
عربی
مونس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مونس" در زبان فارسی به معنای همدم، دوست و رفیق به کار می‌رود و در نگارش و استفاده از آن، قواعد خاصی وجود دارد:

  1. نحوه استفاده:

    • "مونس" معمولاً به عنوان اسم استفاده می‌شود. می‌توانید آن را در جملات مختلف به کار ببرید، مثلاً: "او مونس خوبی برای من است."
  2. نکات نگارشی:

    • در نوشتن کلمه "مونس" حتماً باید به حروف فارسی توجه کرد و املای آن را صحیح نوشت.
    • اگر بخواهید در متنی رسمی یا ادبی از این کلمه استفاده کنید، می‌توانید به معنای عاطفی و عمیق آن تأکید کنید.
  3. تلفظ:

    • تلفظ صحیح این کلمه به صورت /mʊ.nes/ است.
  4. مفاهیم مرتبط:

    • کلمات و عبارات مرتبط با "مونس" ممکن است شامل "دوست"، "رفیق"، "یاری" و "همدرد" باشد.
  5. جمع‌سازی:
    • جمع "مونس" به صورت "مونس‌ها" (یا "مونسین") بیان می‌شود.

در نهایت، زبان فارسی با زیبایی و معانی عمیق خود، فضایی مناسب برای استفاده از کلمه "مونس" در اشعار، داستان‌ها و مکالمات روزمره فراهم کرده است.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در شب‌های طولانی زمستان، کتاب خواندن بهترین مونس من است.
  2. او همیشه در کنارم بود و مونس خوبی در روزهای سخت زندگی‌ام محسوب می‌شود.
  3. وقتی به طبیعت می‌روم، هیچ چیزی نمی‌تواند جای مونس آرامش‌بخش آن را بگیرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری