جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نظاره گر. [ ن َظْ ظا رَ / رِ گ َ ] (ص مرکب ) تماشاچی . تماشاگر : نظاره گرروح ندیده ست به دیده چون چهره ٔ زیباش به صحرای صور بر. سنائی . || دیده بان . که از دیدگاهی یا فراز برجی اطراف را بنگرد و مراقبت کند : ز دیوارهایش برآورده سر ستاره چو دستار نظاره گر. هاتفی (از آنندراج ). بيننده، تماشاچي، تماشاگر، شاهد watcher مراقب
کلمه "نظارهگر" در زبان فارسی به معنای فردی است که به تماشا یا مشاهده چیزی میپردازد. برای نگارش صحیح این کلمه و رعایت قواعد ادبی و نگارشی، نکات زیر را مد نظر داشته باشید:
نقطهگذاری: "نظارهگر" با استفاده از "تنوین" و "هگاف" در انتهای آن نوشته میشود، یعنی از هم جدا نخواهد شد.
تایپ صحیح: در نگارش این کلمه، لازم است که از حروف صحیح و درست استفاده کنید. یعنی "نظاره" به شکل درست تایپ شود و "گر" به عنوان پسوند به آن افزوده شود.
قواعد ترکیب: کلمه "نظاره" اصلی و کلمه "گر" پسوند است که میتواند به معانی مختلفی (مانند صفت یا فاعل) اشاره کند.
مورد استفاده: این کلمه معمولاً در متنهای توصیفی یا ادبی برای اشاره به فردی که به تماشای یک صحنه یا رویداد مشغول است، به کار میرود.
صحیحنویسی: از به کار بردن معادلهای نادرست یا عامیانه خودداری کنید. بهجای "تماشاچی" یا "بیننده"، "نظارهگر" میتواند انتخاب دقیقتری باشد.
اگر سؤالات بیشتری در مورد نگارش و استفاده از کلمات دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر