جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نقره خنگ . [ ن ُ رَ/ رِ خ ِ ] (اِ مرکب ) اسب سفید که رنگ آن مانند سیم روشن باشد. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ) : وین تاختن شب از پی روز چون از پس نقره خنگ ادهم . ناصرخسرو. چو نقره خنگ برانگیزد و به خصم رسد چه یک زره دار پیش او چه هزار. ابوالفرج رونی . دین فروشی کنی که تا سازی بارگی نقره خنگ و زین زر کند. سنائی . عیسی دو نقره خنگ سپهر است مرکبش ز او هیچ کم نشد که بر آن لاشه خر نشست . غزنوی . بخت من شبرنگ بوده و نقره خنگش کرده ام پس به نام شاه شرعش داغ ران آورده ام . خاقانی . چرخ را چون سمند نعل افکند تنگ بر نقره خنگ بست آخر. خاقانی . شحنه ٔ نوروز نعل نقره خنگش ساخته هر زری کاکسیرسازان خزان افشانده اند. خاقانی . هنوزم کهن سرو دارد نوی همان نقره خنگم کند خوشروی . نظامی . با کمرهای مرصع در میان هر یکی را نقره خنگی زیر ران . عطار. آفتاب از شوق پابوست دل خود می خورد تا ز بهر نقره خنگت آورد زرین رکاب . عرفی (آنندراج ). dumb silver الفضة الغبية
عبارت "نقره خنگ" از دو جزء تشکیل شده است: "نقره" و "خنگ". برای نگارش صحیح و مطابق با قواعد فارسی:
استفاده از فاصله: هر دو جزء باید به صورت جداگانه نوشته شوند. بنابراین "نقره خنگ" باید با فاصله بین دو کلمه نوشته شود.
حروف بزرگ و کوچک: اگر در ابتدای جمله بیاید، "نقره خنگ" باید با حرف بزرگ آغاز شود، اما در غیر این صورت، هر دو جزء با حروف کوچک نوشته میشوند.
علامات نگارشی: بسته به موقعیت استفاده، ممکن است نیاز به علامتگذاری مانند کاما یا نقطه داشته باشد. در صورت استفاده در جمله، باید به قواعد عمومی نگارشی توجه کنید.
مفهوم و معانی: "نقره خنگ" میتواند به معانی متفاوتی باشد، بنابراین در استفاده از آن در متنهای خاص، توصیه میشود به معنای آن دقت کنید.
به همین ترتیب، برای نگارش عبارت باید به رعایت این نکات توجه شود.