جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نمایش . [ ن ُ / ن ِ / ن َ ی ِ ] (اِمص ، اِ) اسم مصدر و مصدر دوم از نمودن . فعل نمودن . عمل نمودن . (یادداشت مؤلف ). ارائه . عرض . (یادداشت مؤلف ). نشان دادن . (فرهنگ فارسی معین ) : بل من به نمایش ره خویش حق فضلا همی گزارم . ناصرخسرو. || صورت . روی . دیدار. چهره . شکل . پیکر. هیأت . (ناظم الاطباء). || ظاهر. مرآی . (یادداشت مؤلف ) : ای به دیدن کبود و خود نه کبود آتش از طبع و در نمایش دود. منصور نوح سامانی . جهان را نمایش چو کردار نیست نهانیش جز درد و تیمار نیست . فردوسی . بس خوشه ٔ حصرم از نمایش کانگور بود به آزمایش . نظامی . || جلوه .ظهور. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به معنی قبلی شود. || وهم . خیال . صورت خیالی . (ناظم الاطباء). صورت و نقشی که در نظر آید به خلاف واقعیت آن یا بی واقعیتی : اگر به خواب مانند کرد راست است از آنکه در خواب جز خیال و نمایشی بیش نیست . (قصص الانبیاء ص 229). راه یابی به آزمایش ها پرده برخیزد از نمایش ها. اوحدی . غیر تو هرچه هست سراب و نمایش است با آنکه هیچ نیست پدیدار آمده . جامی . - نمایش آب ؛ سراب . (از جهانگیری ). کنایه از سراب . (انجمن آرا). به معنی سراب است و آن زمینی باشد سفید و شوره زار که در صحرا و بیابان از دور به آب می ماند. (برهان قاطع) (آنندراج ). || مشاهده . بینش . شکفتگی (؟). (ناظم الاطباء). || تآتر. (فرهنگ فارسی معین ) (یادداشت مؤلف ). رجوع به تآتر شود. - نمایش عروسکی ؛ خیمه شب بازی . پرده بازی . (فرهنگ فارسی معین ). 1- ارائه، عرضه، نمود
2- تئاتر، تعزيه گرداني، شبيه
3- بروز، جلوه، خودنمايي display, presentation, show, exhibition, representation, demonstration, drama, showing, play, performance, spectacle, appearance, exposure, portrayal, parade, staging, presentment, amusement, flare, histrionics, ostentation عرض، إظهار، معرض، إبداء، إبراز، تكشف، تباه مبتذل، ثبت، قدم، برز، أبدى للعيان gösteri le spectacle die show el espectáculo lo spettacolo تظاهر، بیان، معرفی، تقدیم، نشان، نشان دادن، اثبات، مظهر، نمایشگاه، حقوق تقاعد، نمایندگی، نماینده، نیابت، تمثال، تظاهرات، دمونستراسیون، درام، نمایشنامه، تاتر، اظهار، شاخص، اشکار سازی، بازی، لهو، تفریح، نواخت، کارایی، انجام، اجرا، ایفا، شاهکار، منظره، تماشا، ظاهر، ظهور، پیدایش، ظواهر، افشاء، در معرض گذاری، اشکاری، تجسم، تصویر، تعریف، رژه، سان، میدان رژه، چوب بست، اسکلت، رانندگی کالسکه، برصحنه اوری، شرح، حضور، طرز نمایش، سرگرمی، لذت، گیجی، گمراهی، شعله، روشنایی خیرهکننده و نامنظم، زبانه کشی، شعله زنی، چراغ یا نشان دریایی، صحنه سازی، ظاهر سازی، اجراء نمایش، خود نمایی، خود فروشی، نما
کلمه "نمایش" در زبان فارسی به معنای ارائه یا به نمایش گذاشتن چیزی است. برای نوشتن صحیح و استفاده اصولی از این کلمه، به چند نکته زیر توجه فرمایید:
نقطهگذاری: در جملات، "نمایش" معمولاً به عنوان یک اسم استفاده میشود و در صورت نیاز به نقطهگذاری باید طبق قواعد مربوطه عمل کنید. مثلاً:
"این نمایش بسیار جذاب بود."
صرف و نحو: "نمایش" میتواند در قالبهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد:
اسم: نمایش
فعل: نمایش دادن
صفت: نمایش جهانی
تطابق با فاعل و مفعول: هنگام ساخت جملات، از نظر دستوری باید به تطابق فاعل و مفعول توجه کرد. مثلاً:
"این نمایش به خوبی اجرا شد." (فاعل: این نمایش، فعل: اجرایی شد).
استفاده از پیشوندها و پسوندها: "نمایش" میتواند با پیشوندها و پسوندهای مختلف ترکیب شود، مانند:
نمایشنامه (کتاب یا متن نوشته شده برای نمایش)
نمایشی (که به شیوهی نمایش باشد)
معنی در سیاق: توجه داشته باشید که "نمایش" میتواند در سیاقهای مختلف معانی متفاوتی داشته باشد، بنابراین مهم است که با توجه به متن و موضوع، معانی مرتبط را در نظر بگیرید.
توجه به همنشینیها: در متنهای نوشته شده، ممکن است کلمات خاصی با "نمایش" همنشینی داشته باشند، مانند "نمایش فرهنگی"، "نمایش هنری" و غیره.
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه "نمایش" را در نوشتار و گفتار خود به درستی به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
نمایشگاه هنر معاصر با آثار هنرمندان برجسته در شهر برگزار شد.
تماشای نمایش عروسکی برای کودکان همیشه لذتبخش است.
در این نمایش، بازیگران با استعداد داستانی جذاب را به تصویر کشیدند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر