شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

shame  |

ننگی

معنی: ننگی . [ ن َ ] (ص نسبی ) ننگین . سرافکنده و شرمسار و خجلت زده و بی اعتبار و بی ارج و خفیف :
بکوشم که ننگی نگردم به کار
به نزدیک آن نامور شهریار.
فردوسی .
بدو گفت بیژن مرا زین سخن
به پیش جهاندار ننگی مکن .
فردوسی .
بدو گفت رهام کای تاجور
بدین کار ننگی مگردان گهر.
فردوسی .
اگر کند بودی گشاد برم
از این زخم ننگی شدی گوهرم .
فردوسی .
فرومایه را دور دار از برت
مکن آنکه ننگی شود گوهرت .
اسدی .
... ادامه
537 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 130
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
shame | dishonor , infamy , reproach , scandal , stain , opprobrium , stigmatism , attainder , smirch , dishonour
عربی
عار | الخجل , خجل , خزي , حياء , هوان , مصدر خزي , عار خزي , ارتباك , فضح , جلب العار , أخزى

واژگان مرتبط: شرم، خجالت، ننگ، شرمساری، سرافکندگی، عار، رسوایی، ابروریزی، بیشرفی، نکول، پستی، افتضاح، خاتوله، سابقهبد، بد نامی، سرزنش، ملامت، عیب جویی، توبیخ، تهمت، لکه، لک، زنگ زدگی، داغ، الودگی، خفت، زشتی، ناسزا گو، فضاحت، ننگ اوری، خال داری، نور متمرکز در یک نقطه، محرومیت از حقوق مدنی، لکهء بدنامی، لکهء ننگ

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری