جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نهاله . [ ن ِ / ن َ ل َ / ل ِ ] (اِ) درخت موزون نورسته . (برهان قاطع). نهال .(جهانگیری ) (رشیدی ). رجوع به نهال شود : بر نوشته هیچ ننویسد کسی یا نهاله کارد اندر مغرسی . مولوی (از جهانگیری ). || کمینگاه بود که نخجیربانان در آن جایگاه سازند تا نخجیر نبیند. (لغت فرس اسدی ص 330). جائی بود که در کوه کنند نهانی صیادان از برای صید گرفتن تا نخجیر ایشان را نبیند و آن را کمین گاه صیادان خوانند. (اوبهی ). کمین گاه که صیاد از بهر صید در آن پنهان شود. (صحاح الفرس ). شکارگاه . کمین گاه صیاد. (برهان قاطع). به این معنی اصل نهاله گاه است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || شاخه های درخت که صیادان بر آن جامه های کهنه بربندند و بر یک جانب دام بر زمین فروبرند تا جانوران از آن رم کرده به جانب دام آیند. (از برهان ) (از رشیدی ) (از جهانگیری ) (از انجمن آرا). || کمین . (فرهنگ اسدی نسخه ٔ نخجوانی ) (یادداشت مؤلف ) : تا ز هوای توام به بند و به ناله عشق تو بر جان من نهاد نهاله . (لغت فرس اسدی ). || شکار. (برهان قاطع). رجوع به نهال و نهالگاه و نهاله گاه شود. seedling نبتة، بذرة، شجيرة صغيرة، نبتة صغيرة، مسبكة، الشتلات
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر