جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: هامون . (اِخ ) نام دریاچه ای است در سیستان ، کنار دریاچه ٔ هامون سواران . این دو دریاچه ٔ بوسیله ٔ باطلاقی به نام نیزار بهم متصل شده اند. این دریاچه ها در مواقع پرآبی لبریز شده ، آب زائد آنها بطرف جنوب شرقی حرکت میکند و به دریاچه ٔ گودزره میریزد. اطراف این دریاچه را نیزارهای وسیعی فراگرفته که در مواقع بی آبی همه زرد میشوند، ولی در هنگام بهار که ساقه های آنها نرم است به مصرف تغذیه حیوانات و قدری که بزرگ شدند به مصرف بافتن حصیر و ساختن قایق و اسباب های دیگر میرسند. عبور و مرور از دریاچه بوسیله ٔ قایق هائی صورت میگیرد. دریغا که امروز بر اثر خشکسالی وبی آبی ، آب این دریاچه خشک شده است . این دریاچه در ایران قدیم از لحاظ مذهبی دارای جنبه ٔ تقدس بوده ، چنانکه در مورد تولد سوشیانت موعود منتظر زرتشتیان گفته شده است که در آخر دوازدهمین هزاره ، دوشیزه ای از خاندان بهروز در دریاچه ٔ هامون خود را میشوید و آبستن میشود، از او سوشیانت آخرین آفریده ٔ اهورامزدا روی به جهان خواهد نمود و چون به سن سی سالگی رسید امانت رسالت مزدیسنا به وی واگذار میشود. در آن روز خورشید در وسط آسمان بی حرکت میماند و بدین وسیله ظهور سوشیانت به جهانیان بشارت داده خواهد شد. (یشتها تألیف پورداود ج 2 ص 101). (جغرافیای طبیعی کیهان ص 94) (مشخصات جغرافیای طبیعی ایران تألیف م . پ - پتروف ترجمه ٔ گل گلاب ) (ایران باستان تألیف حسن پیرنیا ج 1 ص 148). 1- باديه، باير، بيابان، قاع، لم يزرع، نامسكون، وادي
2- بر، خشكي
3- ، جلگه، دشت
4- مسطح، هموار
5- كره زمين گردون plain, hamon عادي، جلي، سهل، بسيط، صريح، قماش من لون واحد، واضح، بوضوح، ببساطة، بصراحة، تحدث بصراحة، شكا، تذمر، أرض منبسطة، شىء بسيط غير معقد hamon hamon hamon hamón hamon دشت، جلگه، قاع، میدان یا محوطه جنگ
عادي|جلي , سهل , بسيط , صريح , قماش من لون واحد , واضح , بوضوح , ببساطة , بصراحة , تحدث بصراحة , شكا , تذمر , أرض منبسطة , شىء بسيط غير معقد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "هامون" به چندین معنا و کاربرد در زبان فارسی اطلاق میشود. بسته به زمینهای که در آن از این کلمه استفاده میشود، نگارش و قواعد مرتبط با آن ممکن است متفاوت باشد. در اینجا چند نکته عمومی درباره کلمه "هامون" و نگارش آن ارائه میشود:
نحوه نگارش: کلمه "هامون" با حرف "ه" در ابتداء و بدون هیچگونه تشدید یا علامت خاصی نوشته میشود.
تلفظ: این کلمه به صورت "هامون" تلفظ میشود و در برخی موارد ممکن است به "هامونها" برای اشاره به جمع نیز تبدیل شود.
استخدام کلمات: بسته به جملهای که "هامون" در آن به کار میرود، میتوان از قیدها یا صفتها برای توصیف بیشتر آن استفاده کرد. برای مثال: "هامون زیبا"، "هامون وسیع" و...
نقش دستوری: "هامون" میتواند به عنوان اسم در جمله استفاده شود. برای مثال: "هامون دریاچهای است در استان سیستان و بلوچستان."
معنا: در بیشتر موارد، هامون به دریاچه یا مناطق آبی اطلاق میشود، بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک ایران.
استفاده مناسب: هنگام نوشتن متون، باید به دقت به سیاق و معنی مدنظر توجه داشت و کلمه "هامون" را در جملات متناسب با موضوع به کار برد.
با توجه به موارد بالا، میتوانید از کلمه "هامون" به درستی و در زمینههای مختلف استفاده کنید. اگر سوال خاصی درباره این کلمه دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر راهنمایی کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
هامون زیبای سیستان با مناظر طبیعی چشمنواز، هر ساله گردشگران زیادی را به خود جذب میکند.
در دل هامون، زندگی وحوش و پرندگان، جلوهای خاص به این منطقه میبخشد.
با وجود چالشهای زیستمحیطی، هامون همچنان به عنوان یکی از مناطق با فرهنگ غنی و تاریخ کهن شناخته میشود.