شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

ha(e)d[i]y[y]e
gift  |

هدیه

معنی: هدیه . [ هََ د ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِ) تحفه و ارمغان و آنچه به کسی فرستند به رسم تحبیب و بزرگداشت . هَدیَّة :
چنان روی دیدند یکسر سپاه
که آیند با هدیه نزدیک شاه .
فردوسی .
چو با هدیه ها راه چین برگرفت
زجیحون یکی راه دیگر گرفت .
فردوسی .
هر سال فرستادی بر سبیل هدیه . (تاریخ بیهقی ). به مارآباد که ده فرسنگی هرات است بسیار هدیه و سلاح و ... پیش آوردند. (تاریخ بیهقی ).
مرگ هدیه است نزد داننده
هدیه دان میهمان ناخوانده .
سنایی .
شهر ری کو پادزهرت داده بود
هدیه امسال از شکرخایی فرست .
خاقانی .
به حکم هدیه ٔ نوروزی آسمان هر سال
تبرک از شرف آوردی آستانش را.
خاقانی .
- به هدیه فرستادن ؛ به عنوان هدیه فرستادن . هدیه کردن . هدیه دادن . بخشیدن و پیشکش کردن :
کدام دولت پیدا شد از کواکب سعد
که آن سپهر بر تو به هدیه نفرستاد؟
مسعودسعد.
ترکیب های دیگر:
- هدیه آوردن . هدیه ٔ جان . هدیه دادن . هدیه ٔ دندان . هدیه ساختن . هدیه فرستادن . هدیه کردن . رجوع به این مدخل ها شود.
|| شیربها و پولی که خواستگار برای جشن عروسی پردازد :
بدو گفت سیندخت ، هدیه کجاست ؟
اگر دیدن آفتابت هواست .
فردوسی .
|| ودیعت و آنچه پروردگار در بندگان خود آفریند از خصال و صفات :
خرد هدیه ٔ اوست در ما که ما را
به فرمان او شد خرد جفت با جان .
ناصرخسرو.
فضل تو بر گاو و خر به عقل و سخن بود
عقل و سخن نیست جز که هدیه ٔ جبار.
ناصرخسرو.
|| رونمایی که به عروس دهند :
عروسان سر کلک تو در پرده شدند از من
مرا هم هدیه ای باید که هر یک روی بنماید.
خاقانی .
|| ره آورد. سوقات : بخاطر داشتم که چون به درخت گل رسم ، دامنی پرکنم هدیه ٔ اصحاب را. (گلستان ). || قیمت قرآن . چون خرید و فروش آن در شرع نارواست برای صورت سازی به جای قیمت ، هدیه گویند. (یادداشت به خط مؤلف ).
... ادامه
1999 | 0
مترادف: 1- ارمغان، انعام، پيشكش، تحفه، تعارف، خلعت، رهاورد، سوغات، نثار، هبه 2- شيربها
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: هَدیَّة، جمع: هدایا]
مختصات: (هَ یِّ) [ ع . هدیة ] (اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: hediye
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 24
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
gift | present , handsel
ترکی
hediye
فرانسوی
cadeau
آلمانی
geschenk
اسپانیایی
regalo
ایتالیایی
regalo
عربی
هدية | هبة , عطية , موهبة , عطاء منحة , إنعام
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "هدیه" در زبان فارسی به معنای چیزی است که به کسی به‌عنوان نشان محبت یا قدردانی داده می‌شود. برای نوشتن و استفاده صحیح از این کلمه و نیز عبارت‌های مرتبط با آن، چند نکته نگارشی و قواعد فارسی مفید است:

  1. نحوه نگارش:

    • کلمه "هدیه" به صورت صحیح و با حرف "ه" در ابتدای کلمه و با "ی" در انتها نوشته می‌شود.
    • توجه کنید که این کلمه ایرانی است و نیازی به استفاده از الفبای غیر فارسی ندارد.
  2. مفرد و جمع:

    • "هدیه" به طور معمول به معنای واحد است، در حالی که "هدایا" جمع آن به شمار می‌آید.
  3. ترکیب‌های رایج:

    • در زبان فارسی، ممکن است از این کلمه در ترکیب‌های مختلف استفاده شود، مانند "هدیه تولد"، "هدیه ازدواج"، "هدیه کریسمس"، و غیره.
  4. استفاده در جملات:

    • برای استفاده از "هدیه" در جملات، می‌توانید از ساختارهای مختلف استفاده کنید:
      • "من یک هدیه برای تو دارم."
      • "او هدیه‌ای زیبا برای تولدش دریافت کرد."
  5. پیوست‌ها و پسوندها:

    • "هدیه دادن" و "هدیه گرفتن" از دیگر عبارات رایج است که به عمل هدیه دادن یا دریافت اشاره دارد.
  6. نگارش رسمی و غیررسمی:
    • در نوشتار رسمی، استفاده از کلمه "هدیه" بدون اختصار و با دقت در جملات مورد نیاز است.
    • در نوشتار غیررسمی، می‌توان کمی آزادانه‌تر از این کلمه استفاده کرد.

با رعایت این نکات می‌توانید به‌خوبی از کلمه "هدیه" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. برای تولد مادرم یک هدیه ویژه خریدم تا شادی او را دوچندان کنم.
  2. او همیشه به دوستانش هدیه‌هایی کوچک می‌دهد تا محبتش را نشان دهد.
  3. در روز سال نو، هدیه‌ای زیبا و دست‌ساز برای خواهرم درست کردم.

واژگان مرتبط: موهبت، کادو، استعداد، بخشش، عطیه، زمان حال، زمان حاضر، تقدیم، پیشکش، تحفه، رونما، فال، شانس، پول، دشت اول صبح

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری