شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bafaki's wild  |

وحشی بافقی

معنی: وحشی بافقی . [ وَ ی ِ ] (اِخ ) کمال الدین وحشی بافقی کرمانی ، در اواخر عهد شاه اسماعیل اول صفوی در قصبه ٔ بافق در 24فرسنگی یزد متولد شد، سپس از آنجا به یزد آمد و بیشتر ایام حیات را در آنجا بسر برد. چون بافق از اعمال کرمان بوده است او را کرمانی نیز گفته اند. شاعری پرشور و نغزگفتار و شوریده حال بود. او را قصایدی است در مدح شاه طهماسب و اعیان دربار او. ولی قصاید و ترکیب بندهای او بیشتر در مدح غیاث الدین محمد، ملقب به میرمیران است که در یزد حکومت داشت . از وحشی بافقی غیر از مثنوی فرهاد و شیرین دو مثنوی دیگر به نام «ناظر و منظور» و «خلد برین » و نیز دیوان قصائد و غزلیات و قطعات باقی مانده است . مثنویهای او ازجمله ٔ مثنوی های نیکوی دوره ٔ اخیر ادب فارسی است . ترکیب بندهای وحشی مشهور است . (از فرهنگ فارسی معین ).
این غزل از اوست :
لاله اش از سیلیت نیلوفری شد آه آه
ای معلم شرم از آن رویت نشد رویت سیاه
ای معلم ، ای خداناترس ، ای بیدادگر
من گرفتم دارد اوهمسنگ حسن خود گناه
کرد رویت صد نگاه جان فزا از بهر عذر
خونبهای صد هزاران چون تو ناکس هر نگاه
باد دستت خشک همچون خامه ٔ آن ماهرو
باد رخسارت سیه چون مشق آن تابنده ماه
جان من معذور فرما، من نبودم باخبر
زندگی را ورنه من میساختم بر وی تباه
این زمان هم غم مخور دارم برای کشتنش
همچو وحشی تیر آه جان گداز عمرکاه .
رجوع به دیوان وحشی بافقی چ حسین نخعی شود.
... ادامه
2149 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 517
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
bafaki's wild
عربی
بافاكيس البرية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "وحشی بافقی" به دو بخش تقسیم می‌شود: "وحشی" و "بافقی". در زیر به برخی از قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحو: "وحشی" به عنوان صفت و "بافقی" به عنوان اسم به کار رفته است. وحشی می‌تواند به معنای طبیعی و ذاتی باشد و به فردی که از بافق، شهری در استان یزد ایران، می‌آید اشاره دارد.

  2. جایگاه: در نگارش، معمولاً نام و نسبت باید به گونه‌ای نوشته شود که هویتی مشخص را به فرد نسبت دهد. به عنوان مثال: "وحشی بافقی" یا "وحشی بافقی شاعر معروف ایرانی است".

  3. ترکیب: در فارسی، ترکیب‌های مانند "وحشی بافقی" معمولاً به عنوان یک نام کامل و مستقل مطرح می‌شوند و نیازی به ویرگول یا علامت دیگر ندارند، مگر در صورتی که در جمله‌ای پیچیده به کار روند.

  4. پانویس و شرح: اگر در متنی به "وحشی بافقی" اشاره می‌شود، ممکن است نیاز به توضیحاتی در مورد زندگی یا آثار وی باشد که بهتر است به عنوان پانویس یا در متن ذکر شود.

  5. رسم‌الخط: نحوه نگارش باید با رعایت قواعد املایی فارسی انجام شود. هر دو واژه "وحشی" و "بافقی" با حروف الفبای فارسی و به‌طور صحیح نوشته شوند.

  6. نکات بلاغی: در متون ادبی می‌توان از توصیف و تشبیه برای بهبود نگارش استفاده کرد. به‌عنوان مثال، می‌توان از ویژگی‌های خاص "وحشی" و "بافقی" برای غنای متن بهره جست.

اگر سوال خاصی دیگر در مورد متن یا نگارش کلمه "وحشی بافقی" دارید، خوشحال می‌شوم پاسخ دهم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری