ابالسه
licenseمعنی کلمه ابالسه
معنی واژه ابالسه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: ابالسَة، جمعِ اِبلیس] [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
99
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
abalseh
ترکی
abalşe
فرانسوی
abalseh
آلمانی
abalseh
اسپانیایی
abalseh
ایتالیایی
abalseh
عربی
ابالسة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ابالسه" به معنی "دردسر" یا "مشکل" در زبان فارسی به کار میرود. در نوشتههای ادبی و گفتمانهای محاورهای، این کلمه ممکن است مورد استفاده قرار گیرد.
برای استفاده صحیح از "ابالسه" در جملات فارسی، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
محدوده استفاده: "ابالسه" معمولاً در محاورههای غیررسمی و ادبیات عامیانه به کار میرود. در متون رسمیتر، بهتر است از واژههای جایگزین نظیر "مشکل" یا "دردسر" استفاده کنید.
-
تلفظ: این کلمه به صورت "ابالِسه" تلفظ میشود. توجه به تلفظ صحیح آن میتواند در برقراری ارتباط مؤثرتر کمک کند.
-
نقطهگذاری: وقتی کلمه "ابالسه" در یک جمله به کار میرود، باید به قواعد نقطهگذاری (مانند استفاده از ویرگول و نقطه) توجه داشته باشید.
- اطلاعرسانی: به کارگیری این کلمه باید در سیاق مناسب باشد، به طوری که پیام به وضوح انتقال یابد.
مثال:
- "با وجود همه تلاشها، باز هم به ابالسهای بزرگ برخوردیم."
توجه به این نکات میتواند به استفاده بهتر از کلمه "ابالسه" در نوشتار و گفتار کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- ابالسه در زبان فارسی به معنای بی خوابی و بی حوصلگی است که ممکن است ناشی از فشارهای روزمره باشد.
- بعد از یک روز طولانی و پر استرس، احساس ابالسه کرد و نمیتوانست به راحتی بخوابد.
- با تمام تلاشهایی که برای آرامش کردن ذهنش انجام میداد، ابالسه همچنان سایهاش را بر زندگیاش حفظ کرده بود.
