لیس
licenseمعنی کلمه لیس
معنی واژه لیس
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(بن مضارعِ لیسیدن)
مختصات:
(ری . اِمص .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
lis
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
100
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
licking | lick
ترکی
yalamak
فرانسوی
lécher
آلمانی
lecken
اسپانیایی
lamer
ایتالیایی
leccata
عربی
لعق | مص , جلد , هزيمة , انطلاق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لیس" به معنی "نیست" یا "عدم وجود" در زبان فارسی، از دیدگاه قواعد زبان و نگارش دارای نکات زیر است:
-
معنی و مفهوم: "لیس" معمولاً در جملات منفی استفاده میشود و به معنای عدم وجود یا نفی یک واقعیت بیان میشود.
-
کاربرد در جملات: این کلمه معمولاً به عنوان فعل منفی در کنار اسم یا صفت میآید. به عنوان مثال:
- «او لیس معلم است.» (او معلم نیست.)
-
نحو و ساختار: در جملات فارسی، "لیس" بهطور معمول با فعل "است" در ساختار جملات منفی ترکیب نمیشود و به تنهایی به کار میرود. بیشتر در ادبیات و متون کلاسیک دیده میشود.
-
قواعد نگارشی:
- در نگارش، کلمه "لیس" معمولاً به صورت یک کلمه مستقل نوشته میشود و احتیاجی به هیچ نشانهگذاری خاصی ندارد، مگر اینکه قرار باشد در وسط جمله بیفتد.
- مثلاً «لیس این درست است.» بهدرستی نشاندهنده نفی یک گزاره است.
- نکات دیگر: "لیس" معمولاً مختص زبان عربی است و در زبان فارسی کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. در فارسی مدرن معمولاً از "نیست" استفاده میشود.
به طور کلی، "لیس" بیشتر در متون دینی یا ادبیات قدیم دیده میشود و در زبان روزمره به جای آن از "نیست" استفاده میشود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- بچهها با لیس زدن بستنی خود را خیلی سریع تمام کردند.
- گربهها معمولاً بعد از غذا خوردن، با لیس زدن پنجههای خود را تمیز میکنند.
- لیس زدن لایههای ژلهای در دسرها طعمی خاص و جذاب به آنها میدهد.
