شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

عرائس المجالس

0
0
651

كانَ لُقمانُ مِن أهوَنِ مَملوكٍ عَلى سَيِّدِهِ، فَبَعَثَهُ مَولاهُ مَعَ رِفقَةٍ لَهُ إلى بُستانٍ لَهُ لِيَأتوهُ بِشَيءٍ مِن ثَمَرِهِ، فَجاؤوا ولَيسَ مَعَهُم شَيءٌ، وقَد أكَلُوا الثَّمَرَةَ وأحالوا عَلى لُقمانَ. فَقالَ لِمَولاهُ: إنَّ ذَا الوَجهَينِ لا يَكونُ عِندَ اللّه‏ِ أميناً، فَاسقِني وإيّاهُم ماءً جَميعاً، ثُمَّ أرسِلنا لِنَقذِفَهُ، فَفَعَلَ، فَجَعَلوا يَتَقايَؤونَ الفاكِهَةَ، وجَعَلَ لُقمانُ يَتَقايَأُ ماءً نَقِيّاً، فَعَرَفَ صِدقَهُ مِن كَذِبِهِم.

ـ به نقل از عِكرِمه ـ: لقمان از ساده‏ترین غلامان در نزد مولایش بود. مولایش او را به همراه رفیقانش، به بستان خود فرستاد تا میوه‏ای برایش بیاورند. آنها بدون میوه از بستان برگشتند؛ میوه را خورده بودند و آن را به گردن لقمان انداخته بودند. لقمان به مولایش گفت: «شخص دو رو، نزد خداوند امانتدار نیست. پس به من و آنها همگی، آب بنوشان. سپس وادارمان كن تا [قی كنیم و ]میوه را بیرون بیاوریم». او این كار را كرد و آنها میوه را قی می‏كردند؛ ولی لقمان آب گوارا بیرون آورد. بدین ترتیب، مولا راستگوییِ لقمان را از دروغگوییِ آنان باز شناخت.

منبع: عرائس المجالس: ص 313.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری