شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tapānande
kicker  |

تپاننده

معنی: کسی که چیزی را به‌زور در جایی یا ظرفی جا می‌دهد.
666 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت فاعلی) [عامیانه]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 512
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
kicker
ترکی
vurucu
فرانسوی
botteur
آلمانی
kicker
اسپانیایی
pateador
ایتالیایی
kicker
عربی
كيكر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تپاننده" متشکل از دو بخش "تپا" و "ننده" است که به طور خاص در زبان فارسی معانی و کاربردهای خاص خود را دارد. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و دستور زبان مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نوشتن: "تپاننده" به صورت یک‌کلمه‌ای نوشته می‌شود و از دو بخش تشکیل شده است.

  2. ساختار کلمه:

    • "تپا": ریشه‌ای که به معنای ضربه زدن یا کوبیدن اشاره دارد.
    • "ننده": پسوند فعلی است که به معنای انجام دهنده وظیفه یا عمل اصلی در کلمه است.
  3. معنی: "تپاننده" به معنای کسی است که تپش یا ضربه می‌زند. این کلمه در زمینه‌های مختلفی از جمله توصیف یک عمل (مانند تپاندن قلب یا شیء) ممکن است به کار رود.

  4. نحوه استفاده در جمله:

    • به عنوان اسم: "او یک تپاننده خوب در موسیقی است."
    • به عنوان صفت: "این سیلندر یک تپاننده قوی دارد."
  5. قواعد نگارشی:
    • در استفاده از کلمه "تپاننده" در جملات، دقت کنید که تمام قواعد نگارشی و علامت‌گذاری رعایت شود.
    • در نوشتن متون رسمی، بهتر است به جای کلمات عامیانه و غیررسمی، از واژه‌های استاندارد استفاده کنید.

اگر سوال خاصی درباره کاربرد یا معانی کلمه "تپاننده" دارید، خوشحال می‌شوم بیشتر کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. قلبم مانند تپاننده‌ای در سینه‌ام می‌تپد و هیجان خاصی را به من منتقل می‌کند.
  2. در اوج موسیقی، صدای تپاننده‌ی ضربات سنج به تمامی وجودم نفوذ کرد.
  3. تپاننده‌ی عشق میان آن دو نفر به وضوح در نگاه‌ها و حرکاتشان حس می‌شد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری