تپاننده
licenseمعنی کلمه تپاننده
معنی واژه تپاننده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت فاعلی) [عامیانه]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
512
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
kicker
ترکی
vurucu
فرانسوی
botteur
آلمانی
kicker
اسپانیایی
pateador
ایتالیایی
kicker
عربی
كيكر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تپاننده" متشکل از دو بخش "تپا" و "ننده" است که به طور خاص در زبان فارسی معانی و کاربردهای خاص خود را دارد. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و دستور زبان مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
-
نحوه نوشتن: "تپاننده" به صورت یککلمهای نوشته میشود و از دو بخش تشکیل شده است.
-
ساختار کلمه:
- "تپا": ریشهای که به معنای ضربه زدن یا کوبیدن اشاره دارد.
- "ننده": پسوند فعلی است که به معنای انجام دهنده وظیفه یا عمل اصلی در کلمه است.
-
معنی: "تپاننده" به معنای کسی است که تپش یا ضربه میزند. این کلمه در زمینههای مختلفی از جمله توصیف یک عمل (مانند تپاندن قلب یا شیء) ممکن است به کار رود.
-
نحوه استفاده در جمله:
- به عنوان اسم: "او یک تپاننده خوب در موسیقی است."
- به عنوان صفت: "این سیلندر یک تپاننده قوی دارد."
- قواعد نگارشی:
- در استفاده از کلمه "تپاننده" در جملات، دقت کنید که تمام قواعد نگارشی و علامتگذاری رعایت شود.
- در نوشتن متون رسمی، بهتر است به جای کلمات عامیانه و غیررسمی، از واژههای استاندارد استفاده کنید.
اگر سوال خاصی درباره کاربرد یا معانی کلمه "تپاننده" دارید، خوشحال میشوم بیشتر کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- قلبم مانند تپانندهای در سینهام میتپد و هیجان خاصی را به من منتقل میکند.
- در اوج موسیقی، صدای تپانندهی ضربات سنج به تمامی وجودم نفوذ کرد.
- تپانندهی عشق میان آن دو نفر به وضوح در نگاهها و حرکاتشان حس میشد.
