شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

hādeseju
errant  |

حادثه‌جو

معنی: آن‌که دائم در پی وقایع و حوادث تازه است و از آن‌ها باک ندارد.
656 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت فاعلی) [عربی. فارسی] ‹حادثه‌جوی›
مختصات:
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: hAdeseju
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 527
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
errant | adventurous , adventurer , accident seeker
ترکی
kaza arayan
فرانسوی
chercheur d'accidents
آلمانی
unfallsucher
اسپانیایی
buscador de accidentes
ایتالیایی
cercatore di incidenti
عربی
شارد | منحرف , تائه , هائم على وجهه , مخطئ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «حادثه‌جو» از ترکیب دو واژه «حادثه» و «جو» ساخته شده است. در اینجا به بررسی قواعد نگارشی و ظاهری آن می‌پردازیم:

  1. هم‌نوشتاری: کلمه «حادثه‌جو» باید به صورت چسبیده نوشته شود. یعنی بدون فاصله، و با استفاده از نیم‌فاصله (یعنی «حادثه‌جو»).

  2. نیم‌فاصله: در ترکیب‌های مرکب، برای جدا کردن اجزای کلمه از نیم‌فاصله استفاده می‌شود. بنابراین، باید از نیم‌فاصله (‌) به جای فاصله ساده (Space) بین «حادثه» و «جو» استفاده کنید.

  3. معنی و کاربرد: کلمه «حادثه‌جو» به معنای فردی است که به دنبال اتفاقات یا حوادث خاص می‌گردد یا به نوعی کنجکاوی و جست‌وجو در خصوص حوادث دارد. این واژه در متن‌های ادبی، علمی و اجتماعی ممکن است به کار رود.

  4. نحوه تلفظ: این کلمه به صورت «حادثه‌جو» تلفظ می‌شود و معمولاً با تأکید بر بخش دوم آن (جو) بیان می‌شود.

  5. قواعد دستوری: در زبان فارسی، این کلمه به عنوان صفت شناخته می‌شود و می‌توان آن را به عنوان توصیف‌کننده‌ای برای یک اسم استفاده کرد، مانند «شخص حادثه‌جو».

اگر سوال خاصی در مورد نحوه استفاده یا زمینه‌های استفاده از این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم که پاسخ دهم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در ادامه چند جمله با استفاده از کلمه "حادثه‌جو" ارائه می‌شود:

  1. او همیشه به عنوان یک حادثه‌جو در ماجراجویی‌هایش شناخته می‌شود و هیچوقت از تجربه‌های جدید هراس ندارد.
  2. به‌عنوان یک حادثه‌جو، تصمیماتش گاهی غیرمنتظره و جسورانه است که می‌تواند منجر به تجربیات جالب شود.
  3. گروهی از حادثه‌جویان در این سفر تصمیم داشتند تا به ارتفاعات کوهستان بروند و زیبایی‌های طبیعی را کشف کنند.
  4. طراحی این برنامه آموزشی به گونه‌ای است که جوانان را به سمت روحیه حادثه‌جو و ریسک‌پذیری تشویق می‌کند.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: حادثه جو، منحرف، اواره، سر گردان، بد نام، پرماجرا، پرحادثه، بی پروا، دلیر، ماجرا جو، جسور

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری