خستن
licenseمعنی کلمه خستن
معنی واژه خستن
xastan
getting tired
|
خستن
مترادف:
1- آزردن، جريحهدار كردن، زخم زدن
2- قرح، مجروح كردن
3- مجروح شدن، زخمي شدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [پهلوی: xvastan] [قدیمی]
مختصات:
(خَ تَ) [ په . ]
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
1110
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
getting tired
ترکی
yorulmak
فرانسوی
se fatiguer
آلمانی
müde werden
اسپانیایی
me estoy cansando
ایتالیایی
stancarsi
عربی
الحصول على التعب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خستن" در زبان فارسی به صورت "خسته" نوشته میشود. این کلمه از ریشه "خواب" به معنای ناتوانی یا نیاز به استراحت است. در زیر به برخی از نکات نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
حالتهای صرفی:
- اسم: خستگی
- فعل: خسته شدن (به معنای ناتوان شدن یا نیاز به استراحت)
-
نکات نگارشی:
- در جملات، "خسته" معمولاً به عنوان صفت یا قسمتی از فعل به کار میرود.
- زمانهای فعلی که "خسته" به عنوان فعل به کار میرود، باید با توجه به زمان جمله (ماضی، مضارع یا آینده) صرف شود.
-
استفاده در جملات:
- من امروز خیلی خستهام.
- او بعد از کار طولانی خسته شد.
- خستگی از ورزش شدید کاملاً طبیعی است.
- تلفظ و املا:
- این کلمه "خسته" به صورت [خَسْتَ] تلفظ میشود و به دو حالت مفرد و جمع در جملات مختلف میتواند به کار رود.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "خسته" به درستی در نوشتارها و محاورات خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- بعد از یک روز طولانی در محل کار، خیلی خستنم و نیاز به استراحت دارم.
- ورزش کردن در هوای سرد باعث شد تا خستنی بیشتری احساس کنم.
- صدای بلند موسیقی شبانه مرا خسته کرده و نمیتوانم بخوابم.
