خمارآلود
licenseمعنی کلمه خمارآلود
معنی واژه خمارآلود
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی. فارسی] ‹خمارآلوده›
مختصات:
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
xomArAlud
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
882
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
hungover
ترکی
akşamdan kalma
فرانسوی
gueule de bois
آلمانی
kater
اسپانیایی
resaca
ایتالیایی
postumi di una sbornia
عربی
حين الوعد | مخلفات
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «خمارآلود» به ترکیب و ترکیبهای خاصی اشاره دارد و در زبان فارسی به شکل زیر مورد استفاده قرار میگیرد:
-
تلفظ صحیح: این کلمه به صورت "خوا-مار-آ-لود" تلفظ میشود و توجه به تفکیک هجاها مهم است.
-
معنی:
- خمار به معنی حالتی است که به خاطر مصرف مشروبات الکلی یا عدم خواب کافی به فرد دست میدهد؛ یعنی حالتی از غفلت و سرخوشی که به شکل سرگیجه و حالت خستگی محسوس میشود.
- آلود در اینجا به معنای آلوده بودن به این حال است، بنابراین «خمارآلود» به معنای «در حالتی خمار و سرگشته» یا «آلوده به خمار» است.
-
نوشتار:
- کلمه خمارآلود به صورت یکپارچه نوشته میشود و نیازی به جدا کردن اجزا آن نیست.
- استفاده صحیح از جملات در مورد این کلمه، بر اساس معنا و مفهوم موردنظر انجام میشود.
-
استفاده در جملات:
- "چهره او خمارآلود بود و نشان از بیخوابی شب گذشتهاش داشت."
- "مناظر طبیعی در صبحگاهی خمارآلود به نظر میرسیدند."
- قواعد نگارشی:
- به توصیف دقیق موقعیت یا حالت اشاره کنید.
- از جملات روشن و واضح استفاده کنید.
- بافت جملات باید ارتباط مؤثری با مفهوم خمارآلود داشته باشد.
با توجه به این نکات، میتوانید کلمه «خمارآلود» را به درستی و به زیبایی در نوشتارهای خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- صبح روز بعد، پس از یک شب بیداری، چشمان خمارآلود او نشان از خستگی و خوابآلودگیاش داشت.
- در کافه نشسته بود و از ریختن قهوه در فنجان، نگاه خمارآلودش به پنجرهی بارانی خیره شده بود.
- صداهای خمارآلود موسیقی در پسزمینه، فضایی آرام و رویایی را برای مهمانی ایجاد کرده بود.
- او با چهرهای خمارآلود و لبخندی کمرنگ، به سخنان دوستش گوش میداد و گاهی سرش را به علامت تأیید تکان میداد.
