جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: هریک از استخوانهای ریز که به ترتیب در میان دهان انسان و حیوان در دو فک بالا و پایین قرار گرفته و با آنها غذا جویده میشود. تعداد دندانها در انسان در کودکی بیست عدد است که آنها را دندان شیری میگویند و از هفتسالگی بهتدریج میریزد و در جای آنها ۳۲ دندان دیگر درمیآید که عبارت است از: دندانهای پیش، دندانهای نیش، دندانهای آسیا، دندانهای عقل. 〈 دندان آسیا: (زیستشناسی) دندانهای عقب دهان که دارای تاج پهن و ناهموار است. نوع کوچک آن دارای یک ریشه است و بزرگ آن دو یا سه ریشه دارد و تعداد آنها در هر فک ده عدد است. نوع بزرگ آن را دندان کرسی هم میگویند؛ طواحن. 〈 دندان پیش: (زیستشناسی) دندانهای تیز جلو دهان که دو در بالا و دو در پایین قرار دارند؛ ثنایا. 〈 دندان تیز کردن: [مجاز] ۱. طمع کردن. ۲. قصد ربودن چیزی کردن. 〈 دندان داشتن: [قدیمی، مجاز] کینه و دشمنی داشتن نسبت به کسی. 〈 دندان زدن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) دندان فروبردن به چیزی. 〈 دندان عقل: (زیستشناسی) آخرین دندانهای آسیا که تعداد آنها چهار عدد است دو در بالا و دو در پایین و در انتهای ردیف دندانهای آسیا میروید. 〈 دندان نمودن: (مصدر متعدی) [قدیمی] ۱. ترسانیدن مثل دهان باز کردن و دندان نشان دادن جانور درنده در هنگام حمله. ۲. [مجاز] اظهار قدرت کردن. 〈 دندان نیش: (زیستشناسی) چهار دندان نوک تیز که دو در بالا و دو در پایین در کنار دندانهای پیش جا دارد؛ انیاب. 〈 به دندان بودن: (مصدر لازم) [مجاز] مناسب بودن؛ درخور بودن؛ باب دندان بودن. سنان tooth, gam, teeth سن، ضرس، ناب، سن فم، سن المنشار diş dent zahn diente dente دندانه، نیش، دهان
کلمه "دندان" به عنوان یکی از واژههای پرکاربرد در زبان فارسی، قواعد و نکاتی دارد که در نوشتار و گفتار میتوان به آن توجه کرد. در ادامه به برخی از این قواعد و نکات اشاره میشود:
نحوه نوشتن: کلمه "دندان" به صورت "دندان" نوشته میشود و هیچگونه فاصله یا علامت اضافی ندارد.
استفاده از آن: این کلمه به عنوان اسم، در جملات مختلف میتواند به کار رود. به عنوان مثال:
دندانهای او سالم هستند.
من به دندانپزشک مراجعه کردم.
جمعسازی: جمع کلمه "دندان" به صورت "دندانها" (با добавۀ واژه جمع ساز "ها") آورده میشود.
صفتها: در ترکیب با صفات، میتوان از صفاتی نظیر "سالم"، "خراب"، "سفید" و... استفاده کرد. به عنوان مثال:
دندانهای سفید
دندانهای خراب
آوردن در جملات: کلمه "دندان" میتواند در جملات مختلف به کار رود. برای مثال:
دندانهای شیری بچهها معمولاً در سنین پایین میافتد.
مراقبت از دندانها بسیار مهم است.
نکات نگارشی: در متون رسمی و ادبی باید دقت کرد که واژه "دندان" به درستی و بدون اشتباه تایپی نوشته شود.
با رعایت این نکات و قواعد، میتوان به شکل درست و موثری از کلمه "دندان" در متنهای مختلف استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "دندان" در جمله آورده شده است:
دندانهای من بعد از خوردن شیرینی بسیار درد میکنند.
پزشک دندانپزشکی به من توصیه کرد که هر روز مسواک بزنم تا دندانهایم سالم بمانند.
در کودکی، دندانهای شیریام کمکم افتادند و دندانهای دائمی رویش کردند.
او با دقت دندانهایش را بررسی کرد تا از وجود هرگونه مشکل مطمئن شود.
برای داشتن لبخندی زیبا، باید به بهداشت دندانها توجه ویژهای داشته باشیم.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر