ذهول
licenseمعنی کلمه ذهول
معنی واژه ذهول
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(ذُ) [ ع . ] (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
741
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
stunned
ترکی
hayrete düşmüş
فرانسوی
étourdi
آلمانی
betäubt
اسپانیایی
aturdido
ایتالیایی
stordito
عربی
مذهول | مشدوه , مصعوق , طائش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ذهول" در زبان فارسی به معنی "حیرت" یا "شوک" است و معمولاً به حالتی اشاره دارد که فرد برای مدتی دچار سردرگمی یا عدم تمرکز میشود. در زیر به قواعد نگارشی و صرف این کلمه میپردازیم:
قواعد نگارشی:
-
نقطهگذاری:
- در جملات، "ذهول" باید به درستی در جای خود قرار گیرد و با دیگر اجزای جمله همخوانی داشته باشد. مثلاً: "او از حیرت و ذهول مانده بود."
-
استفاده صحیح در جمله:
- وقتی از "ذهول" در جمله استفاده میکنید، باید مطمئن شوید که با سایر کلمات و جملات همخوانی دارد. مثلاً: "مرگ ناگهانی او باعث ذهول همه دوستانش شد."
- ترکیبات:
- این کلمه میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود. مثلاً: "دچار ذهول شدن"، "ذهول عمیق"، و غیره.
صرف کلمه "ذهول":
- اسم: ذهول
- جمع: ذهولها (در موارد نادر) یا میتوان به صورت توصیفی از آن استفاده کرد.
- صفت: "ذهولآور" برای توصیف چیزی که باعث ذهول میشود.
نکات دیگر:
- جایگاه: "ذهول" اغلب در جملات به عنوان اسم در فعلها یا توصیف حالات عاطفی افراد به کار میرود.
- معادلهای دیگر: در برخی مواقع میتوان از معادلهای دیگری مانند "حیرت" یا "شگفتی" نیز استفاده کرد.
با رعایت این قواعد و نکات، میتوانید به شکل صحیح و مؤثری از کلمه "ذهول" در متون خود استفاده نمایید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- پس از شنیدن خبر ناگوار، او برای لحظاتی در ذهول فرو رفت و نتوانست واکنشی نشان دهد.
- تصویر زیبای غروب آفتاب او را در ذهول و حیرت فرو برد و لحظاتی به آن خیره ماند.
- وقتی که نتیجه امتحان را دید، ذهول تمام وجودش را فراگرفته بود، چرا که هرگز انتظار چنین نمرهای را نداشت.
