ردم
licenseمعنی کلمه ردم
معنی واژه ردم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(رَ) [ ع . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
244
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
rejection | pass , refusal , denial , trace , rebuff , rebuttal , veto , disapproval , disproof , contradiction , disavowal , abnegation , contestation , disapprobation , exception , repulse , i traced
ترکی
reddettim
فرانسوی
j'ai rejeté
آلمانی
ich habe abgelehnt
اسپانیایی
yo rechacé
ایتالیایی
ho rifiutato
عربی
الرفض | رفض , نبذ , شىء مرفوض , شىء منبوذ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ردم" در زبان فارسی میتواند به معانی مختلفی بسته به سیاق جمله و نحوه استفادهاش داشته باشد. اما اگر منظور شما بررسی قواعد و نکات نگارشی خاص مرتبط با این کلمه است، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
استخدام در جملات: کلمه "ردم" به معنای "رد کردن" یا "مردم" استفاده میشود. در جملات باید دقت کرد که این کلمه در متن به درستی جایابی شود.
- مثال: "او به راحتی ردم کرد."
-
نکات علامتگذاری: در مواقعی که از "ردم" در جملات سوالی یا تعجبی استفاده میشود، استفاده از علامتگذاری صحیح حائز اهمیت است.
- مثال: "چرا او ردم کرد؟"
-
هماهنگی با دیگر اجزا: در ساختار جملات، باید دقت کرد که "ردم" با فاعل و مفعول جملات همخوانی داشته باشد.
- مثال: "مردم به خاطر شرایط بد اقتصادی ردم شدند."
- استفاده از کلمات معادل: در مواقعی میتوانید برای تنوع در نوشتار یا گویش، از کلمات معادل استفاده کنید.
- مثال: به جای "ردم" میتوانید از "عدم توجه" یا "نپذیرفتن" استفاده کنید.
اگر به دنبال نکته خاصی درباره "ردم" هستید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به راحتی از بین جمعیت رد شد و هیچکس متوجه نشد.
- باران شروع به باریدن کرد و من به سرعت از زیر درخت رد شدم تا خیس نشوم.
- وقتی به ایستگاه اتوبوس رسیدم، متوجه شدم که اتوبوس قبلی از جلوی من رد شده و رفته است.