رشکین
licenseمعنی کلمه رشکین
معنی واژه رشکین
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت نسبی) ‹رشکن› [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
580
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
ترکی
reşkin
فرانسوی
reshkin
آلمانی
reschkin
اسپانیایی
reshkin
ایتالیایی
reškin
عربی
راقب | رصد , انتبه , تقيد , احترز , عاين , أدرك , راعى , أبدى ملاحظة , أقام الشعائر , إحترم القانون , إحتفل بعيد , وضع تحت المراقبة , صمت دقيقة , ميز , لاحظ , مراقبة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "رشکین" در زبان فارسی به معنای "چشمداشتن به خوبیهای دیگران" است و به لحاظ نگارشی و قاعدههای نوشتاری، باید به نکات زیر توجه کرد:
-
تقطیع و تفکیک: وقتی کلمه به صورت جمله یا عبارت استفاده میشود، باید به شکل صحیح و سادهای مطرح شود. مثلاً: "من رشکین او هستم" که نشاندهنده این است که به خوبیهای او حسادت میکند.
-
نوشتار: این کلمه باید به صورت صحیح نوشته شود. نوشتار "رشکین" درست است و نباید حروف آن عوض شود.
-
تلفظ: این کلمه معمولاً با تاکید بر بخش اول آن تلفظ میشود: "رَشکین".
-
مورد استفاده: این کلمه بیشتر در متون ادبی و محاورهای به کار میرود و مفهوم منفی حسادت را در خود دارد. در جملات رسمی یا علمی کمتر استفاده میشود.
- فعلها و واژههای همخانواده: واژههای مرتبط با "رشکین" شامل "رشک"، "رشکور" و "رشکآلود" هستند که هریک در زمینههای مختلف به کار میروند.
با رعایت این نکات میتوان به درستی از کلمه "رشکین" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او همیشه نسبت به موفقیت دوستانش رشکین بود و تلاش میکرد تا به آنها برسد.
- زیبایی چهرهاش باعث میشود که بسیاری از دختران به او رشکین شوند.
- در جمع دوستان، صحبت از سفرهای لوکساش باعث شد که همه به او رشکین شوند.
