شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rixtan
shed  |

ریختن

معنی: ۱. جریان یافتن مایعی معمولاً از یک مکان بلند یا از یک محفظه به جایی پایین‌تر.
۲. (مصدر متعدی) جاری کردن مایع یا هرچیز سیال.
۳. جدا شدن چیزی از چیز دیگر: موهایش ریخت.
۴. (مصدر متعدی) قرار دادن مایع یا هر چیز سیال درون ظرف: چند تا چایی ریخت.
۵. [عامیانه، مجاز] به طور ناگهانی و به زور به جایی وارد شدن: مٲمورها ریختند.
۶. [مجاز] از بین رفتن: ترسم ریخت.
۷. افشاندن چیزی بر چیز دیگر: موهایش را ریخته بود روی صورتش.
۸. [عامیانه، مجاز] وارد کردن پول به حساب؛ واریز کردن.
۹. داخل کردن مواد ذوب‌شده در قالبی خاص.
۱۰. [عامیانه، مجاز] به طور فراوان و زیاد وجود داشتن: می‌گفتند آنجا پول ریخته.
۱۱. [قدیمی] پوسیدن؛ تجزیه شدن.
... ادامه
946 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر لازم) [پهلوی: rextan]
مختصات: (تَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 1260
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
shed | pour , infuse , cast , splash , decant , lave , strew , besprinkle , disembogue , disgorge , dust , found , melt , bestrew , infusion , to pour
ترکی
dökün
فرانسوی
verser
آلمانی
gießen
اسپانیایی
verter
ایتالیایی
versare
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ریختن" یکی از فعل‌های فارسی است که در جملات مختلف به کار می‌رود. در اینجا به چند نکته مهم در مورد قاعده‌های استفاده از این کلمه و نکات نگارشی مرتبط با آن اشاره می‌کنم:

  1. معنا و کاربرد: "ریختن" به معنای پاشیدن، به زمین انداختن، یا در ظرفی قرار دادن است. این کلمه می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند ریختن مایعات، مواد جامد و... استفاده شود.

  2. صرف فعل: "ریختن" فعل بی‌قاعده است و در زمان‌های مختلف به شکل‌های زیر صرف می‌شود:

    • گذشته: ریخت
    • حال استمراری: می‌ریزد
    • آینده: خواهد ریخت
  3. قواعد نگارشی:

    • در جملات، معمولاً بعد از "ریختن" می‌توان مفعول قرار داد، مانند: "آب را ریخت".
    • در جملات سوالی: "آیا آب را ریختی؟"
    • جملات منفی: "آب را نریخت."
  4. استفاده در ترکیبات: "ریختن" می‌تواند به صورت ترکیبی با دیگر واژگان به کار رود، مانند: "ریختن زباله"، "چای را ریختن"، "کاغذ را ریختن".

  5. جملات تشبیهی: می‌توان از "ریختن" در جملات تشبیهی نیز استفاده کرد، مانند: "غم بر دلش ریخت".

  6. توجه به حروف اضافه: معمولاً بعد از "ریختن" حروف اضافه‌ای مانند "در" یا "به" استفاده می‌شود: "آب را در لیوان ریخت".

با توجه به این نکات می‌توان از کلمه "ریختن" به طور مؤثر در نوشتار و گفتار استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. وقتی باران شروع به باریدن کرد، آب از لبه سقف ریختن گرفت.
  2. او با احتیاط آب را از لیوان به داخل بطری ریختن کرد تا نریزد.
  3. بچه‌ها با شادی برف‌ها را از زمین بلند کرده و آنها را به سمت هم ریختن کردند.

واژگان مرتبط: افکندن، خون جاری ساختن، جاری ساختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، جاری شدن، پاشیدن، روان ساختن، افشاندن، باریدن، بر انگیختن، دم کردن، القاء کردن، انداختن، در قالب قرار دادن، معین کردن، پخش کردن، چلپ چلوپ کردن، ترشح کردن، سرازیر کردن، اهسته خالی کردن، ظرف بظرف کردن، کشیدن، چکیدن، شستشو کردن، خالی شدن، استفراغ کردن، خالی کردن، گردگیری کردن، گرد گرفتن از، تاسیس کردن، بنیاد نهادن، قالب کردن، ذوب کردن، قالب ریزی کردن، اب شدن، گداختن، پوشاندن، تزریق، ریزش، القاء، خیسانده، دمکردگی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری