license
98
1284
100
معنی کلمه ریز معنی واژه ریز
معنی:
۱. هرچیز خُرد و بسیار کوچک؛ خُرد؛ کوچک؛ ذره. ۲. (اسم) فهرست: ریزنمرات. ۳. (اسم) [قدیمی] نعمت. ۴. (اسم) [قدیمی] قطره؛ جرعه: ♦ ای فیض رحمت تو گنهشوی عاصیان / ریزی بریز بر دل خاقانی از صفا (خاقانی: ۶). ۵. [قدیمی] پیاله؛ پیمانه. 〈 ریزریز: پارهپاره؛ خردهخرده.مترادف 1- خرد، كوچك
2- شكستهانگلیسی fine, small, tiny, little, minute, atomic, wee, teeny, pony, weeny, minikin, snippety, listعربی غرامة، نهاية، ناعم، دقيق، جميل، رائع، حسن، رفيع، رقيق، ممتاز، فاخر، أنيق، مرهف، ظريف، جذاب، حساس، صاف، ممتع، بديع، لطيف، غرم، روق، بسط، في أحسن حال، بخيرترکی minikفرانسوی minusculeآلمانی winzigاسپانیایی diminutoایتالیایی minuscoloمرتبط خوب، ظریف، عالی، نازک، نرم، کوچک، کم، جزئی، خفیف، بسیار کوچک، کوچولو، ناچیز، اندک، کوتاه، جزئي، بسیار خرد، اتمی، هستهای، تجزیه ناپذیر، ذره ای، مربوط به جوهر فرد، لحظهای، اندکی، ریزه، بی اهمیت، فهرست، سیاهه، جدول، شیار، صورت
مترادف:
1- خرد، كوچك
2- شكسته
ترکیب:
(صفت) ‹ریزه›
مختصات:
(اِ.)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
riz
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
217
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
fine | small , tiny , little , minute , atomic , wee , teeny , pony , weeny , minikin , snippety , list
عربی
غرامة | نهاية , ناعم , دقيق , جميل , رائع , حسن , رفيع , رقيق , ممتاز , فاخر , أنيق , مرهف , ظريف , جذاب , حساس , صاف , ممتع , بديع , لطيف , غرم , روق , بسط , في أحسن حال , بخير
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "ریز" در زبان فارسی به عنوان یک صفت با معانی مختلف استفاده میشود. در زیر به برخی از قوانین و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنیم:
معنی و کاربرد :
"ریز" به معنای کوچک، جزئی، یا دقیق است. مثلاً "ریز نقش" به معنای جزئیات نقش یا طراحی است.
همچنین "ریز" میتواند به معنی دقت یا حساسیت در یک کار نیز باشد.
نقشهای نحوی :
"ریز" میتواند به عنوان صفت در جملات استفاده شود، مثلاً "این جزئیات ریز بسیار مهم هستند."
همچنین میتواند به عنوان اسم در جملهای که در آن به جزئیات اشاره میکند، به کار رود.
قواعد نگارشی :
در نگارش، "ریز" باید به درستی با جملات ترکیب شود و باید توجه شود که با کلمه یا عباراتی که پس از آن میآید همخوانی داشته باشد.
نوشتار صحیح :
"ریز" به صورت "ریز" نوشته میشود و نگارش آن با کلمات دیگر باید استاندارد باشد.
از نگارشهای غیررسمی و محاورهای که ممکن است در آن املای کلمه تغییر کند، خودداری کنید.
مثالهای کاربردی :
"ریز بین" به معنی دقیق بین کاری است که فردی در آن مهارت دارد.
"ریز و درشت" به معنای هر چیزی، اعم از بزرگ و کوچک.
با رعایت این قواعد و نکات، میتوانید بهدرستی از کلمه "ریز" در متنهای فارسی خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در اینجا چند مثال از استفاده کلمه "ریز" در جملهها آورده شده است:
این نقاشی دارای جزئیات ریز و زیبایی است که توجه را جلب میکند.
با دقت به ریزهکاریهای این پروژه توجه کن تا نتیجه بهتری بگیریم.
او یک دسر با میوههای ریز و تازه تهیه کرد.
این کتاب شامل نکات ریز و مفید در مورد بهبود مهارتهای فردی است.
در طبیعت، برخی از گلها دارای گلبرگهای ریز و لطیف هستند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
فرهنگ فارسی عمید واژگان مرتبط: خوب، ظریف، عالی، نازک، نرم، کوچک، کم، جزئی، خفیف، بسیار کوچک، کوچولو، ناچیز، اندک، کوتاه، جزئي، بسیار خرد، اتمی، هستهای، تجزیه ناپذیر، ذره ای، مربوط به جوهر فرد، لحظهای، اندکی، ریزه، بی اهمیت، فهرست، سیاهه، جدول، شیار، صورت