شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zāy(')idan
generate  |

زاییدن

معنی: به دنیا آوردن نوزاد؛ بچه ‌آوردن؛ زادن.
762 | 0
مترادف: توليد، زايش، ولادت
متضاد: مرگ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی)
مختصات: (دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 82
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
generate | calve , bear , teem , breed , produce , farrow , bring out , litter , give birth
ترکی
doğurmak
فرانسوی
donner naissance
آلمانی
gebären
اسپانیایی
dar a luz
ایتالیایی
partorire
عربی
ولد | أنتج , أحدث , يولد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با کلمه "زاییدن" به شرح زیر است:

  1. زبان فارسی: "زاییدن" در زبان فارسی به معنای به دنیا آوردن یا زایمان کردن است و عمدتاً در مورد حیوانات و انسان‌ها به کار می‌رود.

  2. صرف فعل: "زاییدن" یک فعل ثلاثی مجرد است و صرف آن در زمان‌های مختلف به شکل‌های زیر خواهد بود:

    • زمان حال: زایید، زاییدم، زاییدید، ...
    • زمان گذشته: زایید، زاییدند، زاییدیم، ...
    • زمان آینده: زایید خواهند کرد (با فعل آینده).
  3. استفاده در جملات:

    • "آن حیوان زایید."
    • "مادر در این فصل زایید."
  4. بندهای توصیفی: ممکن است از "زاییدن" در جملات توصیفی یا توصیف حال و آینده استفاده شود:

    • "او به خاطر زاییدن زودتر از خانه خارج شد."
  5. زبان ادبی: در زبان ادبی، این واژه ممکن است در اشعار یا نثرهای ادبی به منظور توصیف جنبه‌های انسانی یا طبیعت به کار رود.

  6. قیدهای مربوط: برای توصیف بهتر عمل زاییدن می‌توان از قیدهایی مانند "به دنیا آوردن"، "کودک زاییدن" یا "زاییده شدن" استفاده کرد.

اگر به اطلاعات بیشتری یا توضیحات خاص‌تری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. مادر گربه کوچک روز گذشته زاییدن و حالا بچه‌گربه‌ها در گوشه‌ای از خانه بازی می‌کنند.
  2. در این فصل، بسیاری از پرندگان شروع به زاییدن می‌کنند و لانه‌های جدیدی برای جوجه‌های خود می‌سازند.
  3. زاییدن برای حیوانات یکی از مراحل طبیعی زندگی است که به بقای گونه‌ها کمک می‌کند.

واژگان مرتبط: تولید کردن، زادن، احدای کردن، بوجود اوردن، تناسل کردن، گوساله زاییدن، بشکل غار درامدن، جدا کردن، داشتن، حمل کردن، بردن، تاب اوردن، تحمل کردن، فراوان بودن، بارور بودن، پروردن، بار اوردن، بدنیا آوردن، تربیت کردن، ارائه دادن، بسط دادن، ایجاد کردن، عمل اوردن، خارج کردن، از اختفا بیرون اوردن، خیط و پیت کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری