زدن
licenseمعنی کلمه زدن
معنی واژه زدن
zadan
touch
|
زدن
مترادف:
1- نواختن
2- ضرب، ضربه، ضربت
3- دزديدن، ربودن، قاپيدن
4- ضربان
5- كوفتن
6- شكار كردن، صيد كردن
7- اتفاق افتادن، واقع شدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [پهلوی: žatan, zatan]
مختصات:
(زَ دَ) [ په . ]
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
61
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
touch | hit , beat , slap , strike , imprint , knock , cut , shoot , mallet , play , pound , poke , ding , tie , stroke , pummel , bop , clout , pulsate , smite , inject , whack , amputate , attain , bruise , bunt , chap , clobber , cut off , drub , fly , frap , get , haze , lam , lop , nail , pop , put on , slat , snip , sound , throb , thwack , belt , spray
ترکی
vurmak
فرانسوی
frapper
آلمانی
schlagen
اسپانیایی
golpear
ایتالیایی
colpire
عربی
لمس | اتصال , مس , أثر , صلة , مسحة , هيئة , ضربة خفيفة , طابع , ضربة في الرياضة , لمسة , هذب , جس , حرك المشاعر , أثر في , أصاب الهدف , وصل , توقف , دخل في علاقة , مس مسا خفيفا , وضع المسات الأخيرة , استلف , ضرب ضربا خفيفا , تعلق , أثار الشفقة , إرتبط بعلاقة مع , تعرض للموضوع , يلمس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "زدن" در زبان فارسی به عنوان یکی از افعال مهم و پرکاربرد شناخته میشود و دارای کاربردهای مختلفی است. برای استفاده از این کلمه، به چند نکتهی قاعدهای و نگارشی توجه کنید:
-
زمان فعل: فعل "زدن" میتواند در زمانهای مختلفی به کار رود. به عنوان مثال:
- زمان حال: میزنم، میزنی، میزند
- زمان گذشته: زدم، زدی، زد
- زمان آینده: خواهم زد، خواهی زد، خواهد زد
-
صرف فعل: این فعل به صورتهای مختلف صرف میشود و ممکن است با افعال دیگر ترکیب شود. به عنوان مثال:
- زدن + اسم: توپ را زدن
- زدن + صفت: ضربه زدن به توپ
-
ترکیبها و معانی مختلف: "زدن" میتواند در ترکیب با دیگر کلمات معانی مختلفی پیدا کند:
- «ضربه زدن» (لطمۀ فیزیکی)
- «طرز زدن» (روش یا شیوهای برای انجام کاری)
- «کوبیدن» (زدن با شدت)
-
نگارش درست: هنگام نوشتن، به کاربرد صحیح این فعل در جملات دقت کنید. برای مثال:
- «آنها توپ را زدند» (گذشته)
- «من هر روز ورزش میکنم و تمرین میزنم» (حال)
- پیشوندها و پسوندها: میتوانید از پیشوندها و پسوندها برای تغییر معنی یا زمان فعل استفاده کنید. به عنوان مثال:
- نزن (نه زدن)
- میزند (حال استمراری)
به طور کلی، استفاده از "زدن" در جملات بستگی به نوع جمله و زمان آن دارد و دقت به این نکات در نگارش صحیح و زیبا کمک میکند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به درختی که در حیاط بود، یک ضربه زد تا میوههایش را بچیند.
- معلم با دستش روی میز زد تا همهی دانشآموزان توجهشان جلب شود.
- وقتی باران شروع به باریدن کرد، او تصمیم گرفت چترش را بیرون بزند.
