ژندهژنده
licenseمعنی کلمه ژندهژنده
معنی واژه ژندهژنده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت، قید) ‹ژندژند› [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
132
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
ragged
ترکی
yırtık pırtık
فرانسوی
en lambeaux en lambeaux
آلمانی
zerlumpt | zerlumpt
اسپانیایی
andrajoso andrajoso
ایتالیایی
stracciato stracciato
عربی
رث الثياب | أشعث , ممزق , غير مترابط , غير منظم , وعر , خشنة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ژندهژنده" یک واژهی توصیفی در زبان فارسی است که معمولاً به حالت یا وضعیتی خراب، فرسوده یا کهنه اشاره دارد. در زیر به برخی از قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنیم:
-
ترکیب و نحوهی نوشتن:
- "ژندهژنده" یک کلمهی مرکب است که با یک حروف "ی" به هم متصل شده است. در نوشتن این کلمه، فاصلهای بین اجزای آن وجود ندارد و بهصورت پیوسته نوشته میشود.
-
معنا و کاربرد:
- این کلمه میتواند به معنای چیزی باشد که به شدت فرسوده و کهنه شده است، مانند پوشاک یا اجزای مختلف.
- برای مثال، در جمله: "پوشیدنش را فراموش نکن، آن کلکسیون ژندهژنده را".
-
جنس و شکل:
- "ژندهژنده" معمولاً به عنوان صفت استفاده میشود و میتواند به اشیاء یا حتی شرایط انسانی اشاره کند (مانند لباسهای کسی).
-
قواعد نگارشی:
- هنگام استفاده از این کلمه در نوشتهها، باید به درست نوشتن و اعرابگذاری توجه کرد. به عنوان مثال، نوشتن صحیح باید به این صورت باشد: "ژندهژنده" و نگارش آن بهعنوان یک صفت صریح همراه با اسم مورد نظر.
- تلفظ:
- در زبان گفتاری نیز تلفظ کلمه "ژندهژنده" باید بهدرستی انجام شود (با توجه به قوانین تلفظی زبان فارسی).
با رعایت این نکات، میتوانید بهخوبی از کلمه "ژندهژنده" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی باران شروع به باریدن کرد، لباسی که بر تن داشتم، کاملاً ژندهژنده و خیس شد.
- او کتابهای قدیمی و ژندهژندهای را در بازار گلفروشی یافت که هنوز بوی تاریخ را میدادند.
- گربهاش همیشه در کنار مبل نشسته و با چشمان گرد و بزرگ به ژندهژنده شدن فرش نگاه میکرد.
