سپیداج
licenseمعنی کلمه سپیداج
معنی واژه سپیداج
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
80
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
white
ترکی
beyaz
فرانسوی
blanc
آلمانی
weiß
اسپانیایی
blanco
ایتالیایی
bianco
عربی
أبيض | طاهر , أشيب , غير مؤذ , برئ , متشح بالبياض , اللون الأبيض , ملابس بيضاء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «سپیداج» یک واژه فارسی است که به طور کلی به معنای نقرهای یا سفید است. در نوشتار و نگارش فارسی، رعایت برخی از قوانین نگارشی و قواعد املائی برای این کلمه و کلمات مشابه ضروری است:
-
رعایت املای درست: املای کلمه «سپیداج» در نوشتار باید دقیقاً به همین شکل نوشته شود.
-
استفاده در جملات: هنگام استفاده از این کلمه در جملات، توجه به ساختار جمله و همخوانی آن با سایر واژهها بسیار مهم است. به عنوان مثال: «چشمهای او مانند سپیداج درخشان بودند.»
-
توجه به همنشینیها: کلمه «سپیداج» میتواند با صفات و ویژگیهای دیگری همراه شود. مثلاً: «سپیداج زیبا» یا «رنگ سپیداج».
-
نقطهگذاری: پس از استفاده از این کلمه در جملات، رعایت نقاط (نقطه، ویرگول و ...) طبق قواعد نگارشی مهم است.
- توجه به معنی و مفاهیم در متن: هنگام استفاده از واژه «سپیداج»، مفهومی که قصد انتقال آن را دارید با دقت بیان کنید تا خواننده بتواند درست درک کند.
با رعایت این موارد، میتوان در نگارش و استفاده از کلمه «سپیداج» به درستی عمل کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- سپیداج، پرندهای زیبا و باوقار است که در جنگلهای شمال کشور زندگی میکند.
- در افسانههای قدیمی، سپیداج نماد عشق و وفاداری به شمار میرفت.
- در یکی از شبهای روشن تابستانی، صدای خوشخوانی سپیداجها در دره پیچید و فضای آرامی را ایجاد کرد.
