سفیه
licenseمعنی کلمه سفیه
معنی واژه سفیه
safih
stupid
|
سفیه
مترادف:
ابله، احمق، بله، بي شعور، بي عقل، خل، كانا، كم خرد، كم شعور، كم عقل، كم هوش، كودن، نادان
متضاد:
عاقل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی، جمع: سِفاه و سُفَهاء]
مختصات:
(سَ) [ ع . ] (ص .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
155
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
stupid | fool , daffy , pixilated
عربی
غبي | أحمق , حمار , تافه , أبله , بليد , مغفل , مخدر , مخبول , معتوه , ملعون , فارغ , الأحمق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سفییه" به معنای فردی نادان یا بیخود است و در زبان فارسی قواعد خاصی برای استفاده درست از آن وجود دارد. در زیر به نکات نگارشی و نحوی مرتبط با این کلمه اشاره میکنیم:
-
نوع کلمه: "سفییه" یک اسم است و میتواند به عنوان فاعل یا مفعول در جملات استفاده شود.
-
نحوهی نوننوشتن: در فارسی، این کلمه به صورت "سفیه" نیز نوشته میشود. در نگارش رسمی، بهتر است از "سفیه" استفاده شود.
-
مفرد و جمع: معادل جمع این کلمه "سفها" است که برای اشاره به چند سفیه به کار میرود.
-
استفاده در جملات:
- به عنوان فاعل: "سفیهای که حرفهای بیهوده میزند، همیشه در نظر دیگران بیاحترام است."
- به عنوان مفعول: "او به سخنان سفیهان گوش نمیدهد."
-
نوشتههای رسمی: در متون رسمی و ادبی، کلمه "سفیه" باید در زمینه مناسب و با دقت به کار رود تا از برداشتهای نادرست جلوگیری شود.
- اهانتآمیز بودن: لازم به ذکر است که این کلمه بار معنایی منفی دارد و در بسیاری از موارد ممکن است به عنوان توهین تلقی شود. بنابراین در استفاده از آن باید احتیاط کرد.
با رعایت این نکات میتوان از "سفییه" به درستی در نگارش فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به دلیل رفتارهای سفیهاش در جمع دوستانش مورد انتقاد قرار گرفت.
- هیچکس نباید به خاطر تصمیمهای سفیهانهاش، او را تحقیر کند.
- در داستانهای کهن، شخصیتهای سفیه اغلب به عنوان نماد نادانی و حماقت معرفی میشوند.
