شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

fatrat
interregnum  |

فترت

معنی: ۱. سستی؛ کندی؛ بازماندگی؛ ضعف.
۲. (اسم) [قدیمی] زمانی که حکومت یا دولتی از میان رفته و هنوز دولت دیگری به‌ جای آن برقرار نشده.
۳. (اسم) مدت و فاصلۀ میان دو واقعه، به‌ویژه مدت تعطیل مجلس شورا.
1579 | 0
مترادف: 1- ايستايي، توقف، سكون، كندي، وقفه 2- سستي، ضعف
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی: فترَة، جمع: فترات]
مختصات: (فَ رَ) [ ع . فترة ]
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: fetrat
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 1080
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
interregnum | recess , interval , weakness , your time
ترکی
senin zaman
فرانسوی
ton temps
آلمانی
deine zeit
اسپانیایی
su tiempo
ایتالیایی
il tuo tempo
عربی
فترة خلو العرش | فترة تنظيم الحكومة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "فترت" در زبان فارسی به معنای "کاهش" یا "سستی" و در برخی از متون به معنای "وقفه" یا "دوری" نیز استفاده می‌شود. در استفاده از این کلمه، توجه به برخی نکات نگارشی و قواعد زبان فارسی ضروری است:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "فترت" باید بدون هیچ گونه تغییر در املا و با حروف فارسی نوشته شود.

  2. جایگاه در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان اسم یا اسم مصدر در جملات استفاده می‌شود. به عنوان مثال:

    • "پس از یک دوره فترت، او دوباره به فعالیت خود بازگشت."
    • "فترت در کارهای او مشهود بود."
  3. قید و وصف: می‌توان از قیدها و صفات برای توصیف "فترت" استفاده کرد. مانند:

    • "فترت شدید"، "فترت ناگهانی"، "فترت دائمی".
  4. استفاده در متن‌های معنوی و مذهبی: "فترت" در متون دینی و مذهبی نیز کاربرد دارد و معمولاً به دوری از خداوند و یا کاهش فعالیت‌های عبادی اشاره می‌کند.

    • مثال: "بعضی از مؤمنان دچار فترت شدند."
  5. زبان محاوره و رسمی: در زبان محاوره‌ای، ممکن است این کلمه کمتر استفاده شود، در حالی که در زبان رسمی و ادبی بیشتر به کار می‌رود.

توجه به این نکات می‌تواند به درک بهتر و استفاده صحیح از کلمه "فترت" در نوشتار و گفتار فارسی کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در دوران فترت، جامعه به فکر بازسازی و پیشرفت خود بود تا از چالش‌های گذشته عبور کند.
  2. فترت فرهنگی که در این سال‌ها به وجود آمد، تأثیرات عمیقی بر هنر و ادبیات کشور گذاشت.
  3. بسیاری از دانشمندان معتقدند که فترت‌های تاریخی به فرصت‌های جدید برای نوآوری‌های علمی تبدیل می‌شوند.

واژگان مرتبط: دوره حکومت موقتی، فاصله، تنفس، گوشه، عقب نشینی، دوره فترت، تو رفتگی، مدت، فرجه، خلال، سستی، نقص، عیب، عجز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری