فترت
licenseمعنی کلمه فترت
معنی واژه فترت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی: فترَة، جمع: فترات]
مختصات:
(فَ رَ) [ ع . فترة ]
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
fetrat
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
1080
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
interregnum | recess , interval , weakness , your time
ترکی
senin zaman
فرانسوی
ton temps
آلمانی
deine zeit
اسپانیایی
su tiempo
ایتالیایی
il tuo tempo
عربی
فترة خلو العرش | فترة تنظيم الحكومة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فترت" در زبان فارسی به معنای "کاهش" یا "سستی" و در برخی از متون به معنای "وقفه" یا "دوری" نیز استفاده میشود. در استفاده از این کلمه، توجه به برخی نکات نگارشی و قواعد زبان فارسی ضروری است:
-
نحوه نوشتن: کلمه "فترت" باید بدون هیچ گونه تغییر در املا و با حروف فارسی نوشته شود.
-
جایگاه در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان اسم یا اسم مصدر در جملات استفاده میشود. به عنوان مثال:
- "پس از یک دوره فترت، او دوباره به فعالیت خود بازگشت."
- "فترت در کارهای او مشهود بود."
-
قید و وصف: میتوان از قیدها و صفات برای توصیف "فترت" استفاده کرد. مانند:
- "فترت شدید"، "فترت ناگهانی"، "فترت دائمی".
-
استفاده در متنهای معنوی و مذهبی: "فترت" در متون دینی و مذهبی نیز کاربرد دارد و معمولاً به دوری از خداوند و یا کاهش فعالیتهای عبادی اشاره میکند.
- مثال: "بعضی از مؤمنان دچار فترت شدند."
- زبان محاوره و رسمی: در زبان محاورهای، ممکن است این کلمه کمتر استفاده شود، در حالی که در زبان رسمی و ادبی بیشتر به کار میرود.
توجه به این نکات میتواند به درک بهتر و استفاده صحیح از کلمه "فترت" در نوشتار و گفتار فارسی کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در دوران فترت، جامعه به فکر بازسازی و پیشرفت خود بود تا از چالشهای گذشته عبور کند.
- فترت فرهنگی که در این سالها به وجود آمد، تأثیرات عمیقی بر هنر و ادبیات کشور گذاشت.
- بسیاری از دانشمندان معتقدند که فترتهای تاریخی به فرصتهای جدید برای نوآوریهای علمی تبدیل میشوند.
