کاردان
licenseمعنی کلمه کاردان
معنی واژه کاردان
[kārdān]
resourceful
|
کاردان
مترادف:
آزموده، استاد، باكياست، بصير، حاذق، خبره، خبير، سياستمدار، قابل، كارآ، كارآزموده، كارآمد، كاربر، كارشناس، ماهر، متخصص، مجرب، مدبر، مطلع
متضاد:
بي تجربه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت)
مختصات:
(ص فا.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
kArdAn
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
276
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
resourceful | knowing , deft , technician , associate
ترکی
iş arkadaşı
فرانسوی
associé
آلمانی
assoziieren
اسپانیایی
asociado
ایتالیایی
socio
عربی
داهية | حازق , ثعلب , واسع الحيلة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کاردان" در زبان فارسی به معنای شخصی با تجربه و ماهر در انجام کارهای خاص است. برای استفاده صحیح و نگارشی آن، موارد زیر را در نظر بگیرید:
-
نویسهگردانی:
- کلمه "کاردان" به صورت صحیح نوشته میشود و در هیچ حالتی نباید به اشتباه نوشته شود.
-
قالبهای دستوری:
- "کاردان" به عنوان اسم خود به تنهایی و همچنین به صورت صفت میتواند استفاده شود. مثلاً:
- او یک کاردان در زمینه فنی است.
- "کاردان" به عنوان اسم خود به تنهایی و همچنین به صورت صفت میتواند استفاده شود. مثلاً:
-
استفاده در جملات:
- میتوان از این کلمه در جملات مختلف به شیوههای گوناگون استفاده کرد:
- او یک کاردان بسیار ماهر در زمینه برنامهنویسی است.
- نیاز داریم به کاردان برای انجام پروژه.
- میتوان از این کلمه در جملات مختلف به شیوههای گوناگون استفاده کرد:
-
تطابق با صرف:
- "کاردان" میتواند به صورت جمع نیز استفاده شود: "کاردانها" برای اشاره به گروهی از افراد ماهر.
- ترکیبها و عبارات:
- میتوان این کلمه را با دیگر واژهها ترکیب کرده و عبارات جدیدی بسازید:
- کاردان فنی
- کاردان هنری
- کاردان خدماتی
- میتوان این کلمه را با دیگر واژهها ترکیب کرده و عبارات جدیدی بسازید:
توجه به موارد فوق در استفاده از کلمه "کاردان" میتواند به نگارش صحیح و موثر در زبان فارسی کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او یک پزشک کاردان است و بیمارانش به مهارتهای او اعتماد دارند.
- مدیریت کاردان میتواند فرایندها را به طور قابل توجهی بهبود بخشد و کارایی را افزایش دهد.
- در هنگام حل مشکلات، همیشه بهتر است به یک کاردان مراجعه کنیم که تجربه و دانش کافی داشته باشد.
