کبریا
licenseمعنی کلمه کبریا
معنی واژه کبریا
[kebriyā]
cobra
|
کبریا
مترادف:
بزرگواري، بزرگي، جبروت، جلال، حشمت، شان، شكوه، شوكت، عظمت، فر، قدرت، كلاني، هيبت
متضاد:
حقارت، كوچكي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی: کبریاء]
مختصات:
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
kebriyA
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
233
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
cobra
ترکی
kobra
فرانسوی
cobra
آلمانی
kobra
اسپانیایی
cobra
ایتالیایی
cobra
عربی
كوبرا أفعى | الصل أفعى سامة جدا , الناشر أفعى الكوبرا , الكوبرا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کبریا" در زبان فارسی به معنای بزرگی، عظمت و مقام رفیع است و معمولاً در متون دینی و ادبیات فارسی به کار میرود. در زیر، برخی از قواعد نگارشی و نکات مربوط به این کلمه را بررسی میکنیم:
-
نویسهنویسی: کلمه "کبریا" به صورت صحیح به این شکل نوشته میشود و نیازی به جداسازی یا تغییر حروف ندارد.
-
استفاده در جملات: وقتی از "کبریا" در جملات استفاده میکنید، باید به کارکرد آن در جمله توجه کنید. بهعنوان مثال:
- "خداوند کبریا و بزرگواری دارد."
- "کبریای الهی در همه جا نمایان است."
-
هندسه معنایی: "کبریا" معمولاً با واژههای مشابهی مانند "عظمت"، "جلال"، "شکوه" و "قدر" در متنها همنشینی دارد.
-
حالتهای جملات: در جملات وصفی یا تعبیری، میتوان از "کبریا" به عنوان صفت استفاده کرد:
- "کبریای خداوند بینظیر است."
- عدم تکرار بیمورد: در نوشتار، سعی کنید از تکرار مکرر کلمه "کبریا" جلوگیری کنید و بهجای آن از مترادفها یا عبارات توصیفی استفاده کنید.
بهطور کلی، "کبریا" به عنوان واژهای مهم در ادبیات ایرانی و متون دینی، باید با دقت و درستی در جملات به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با نگاهی پر از کبریا به سمت آسمان خیره شد و زیبایی ستارهها را تحسین کرد.
- عدالت و کبریا در رفتار او مشهود بود و همیشه سعی میکرد به دیگران احترام بگذارد.
- در دل هر انسان، حس کبریا و عزت نفس وجود دارد که باید آن را پرورش داد.
