کنی
licenseمعنی کلمه کنی
معنی واژه کنی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی، جمعِ کنیَة] [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
80
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
relocate | char , do , gig , kick in , perform , ramble , have , joint , rest , kenny
عربی
نقل | رحيل , تحويل , رحل الى مكان جديد , نقل الى مكان جديد , أقام في مكان أخر , حول
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کنی" که از فعل "کردن" مشتق شده است، در زبان فارسی به معنای انجام دادن یا ساختن است. در زیر به چند نکته قواعدی و نگارشی درباره این کلمه اشاره میشود:
-
صرف و تصریف:
- "کنی" فرم دوم شخص مفرد حال است، و در جملاتی که موضوع شخصی در حال صحبت (تو) است، به کار میرود.
- مثال: تو این کار را کنی، نتیجه خوبی میگیری.
-
مصدر و مفهوم:
- "کنی" در واقع به معنی "انجام دادن" است و میتواند با فعلها، اسمها و صفتها ترکیب شود.
- مثال: اگر خواستهات را کنی، به نتیجه میرسی.
-
استفاده در جملات شرطی:
- این کلمه معمولاً در جملات شرطی نیز استفاده میشود.
- مثال: اگر سخت کار کنی، موفق میشوی.
-
نگارش و جملهبندی:
- در نگارش، باید به ساختار جمله و نوع جمله توجه داشت تا "کنی" به درستی در محل مناسب خود قرار گیرد.
- مثال: اگر تو تمرین کنی، در امتحان موفق خواهی بود.
- توجه به نکتۀ نحوی:
- "کنی" باید با فاعل مناسب همخوانی داشته باشد و در جملاتی که فاعل آن مشخص نیست، به طور ضمنی اشاره به "تو" دارد.
این نکات میتواند به بهبود نگارش و استفاده صحیح از کلمه "کنی" کمک کند. اگر سوال بیشتری دارید یا نکات خاصتری مدنظر است، خوشحال میشوم که کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- اگر به خوبی درس بخوانی، میتوانی در امتحانات نمرههای عالی بگیری.
- هر وقت که بخواهی، میتوانی به من پیام بدهی و سوالاتت را بپرسی.
- تو باید تلاش کنی تا به هدفت برسی و به آرزوهایت نزدیکتر شوی.
